revilement

[ایالات متحده]/rɪˈvaɪlmənt/
[بریتانیا]/rɪˈvaɪlmənt/

ترجمه

n. عمل بد و بیراه گفتن یا سرزنش کردن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

harsh revilement

توهین شدید

public revilement

توهین علنی

constant revilement

توهین دائمی

verbal revilement

توهین کلامی

social revilement

توهین اجتماعی

unjust revilement

توهین ناعادلانه

public figure revilement

توهین به چهره عمومی

political revilement

توهین سیاسی

emotional revilement

توهین عاطفی

cultural revilement

توهین فرهنگی

جملات نمونه

the politician faced revilement from the public after the scandal.

سیاستمدار پس از رسوایی با نفرت عمومی روبرو شد.

her revilement of the policy sparked a heated debate.

نفرت او از سیاست باعث ایجاد یک بحث داغ شد.

he could not understand the revilement directed at him.

او نمی‌توانست نفرت وارد شده به سمت خود را متوجه شود.

the revilement in social media can be overwhelming.

نفرت در رسانه‌های اجتماعی می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

after the incident, the revilement was swift and severe.

پس از حادثه، نفرت سریع و شدید بود.

revilement from critics often motivates artists to improve.

نفرت از منتقدان اغلب هنرمندان را به بهبود ترغیب می‌کند.

the revilement he received was unjust and unfounded.

نفرتی که دریافت کرد ناعادلانه و بی‌اساس بود.

her revilement of the injustice resonated with many.

نفرت او از بی‌عدالتی با بسیاری همخوانی داشت.

he chose to rise above the revilement and focus on his goals.

او تصمیم گرفت بر نفرت غلبه کند و بر روی اهداف خود تمرکز کند.

the revilement of the community leaders was particularly harsh.

نفرت رهبران جامعه به ویژه شدید بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید