| زمان گذشته | rhapsodized |
| قسمت سوم فعل | rhapsodized |
| صفت یا فعل حال استمراری | rhapsodizing |
| شکل سوم شخص مفرد | rhapsodizes |
rhapsodize about
در مورد با شور و شوق صحبت کردن
rhapsodize over
در مورد با شور و شوق صحبت کردن
rhapsodize in
در مورد با شور و شوق صحبت کردن
rhapsodize on
در مورد با شور و شوق صحبت کردن
rhapsodize with
با شور و شوق صحبت کردن با
rhapsodize for
در مورد با شور و شوق صحبت کردن برای
rhapsodize in praise
با تحسین و ستایش صحبت کردن
rhapsodize on art
در مورد هنر با شور و شوق صحبت کردن
rhapsodize about music
در مورد موسیقی با شور و شوق صحبت کردن
rhapsodize over beauty
در مورد زیبایی با شور و شوق صحبت کردن
he began to rhapsodize about the beauty of the sunset.
او شروع به اغراقگویی در مورد زیبایی غروب خورشید کرد.
during the concert, she rhapsodized over the performance of the soloist.
در طول کنسرت، او در مورد اجرای солиست اغراقگویی کرد.
they rhapsodize about their travels across europe.
آنها در مورد سفر خود در سراسر اروپا اغراقگویی میکنند.
critics rhapsodized about the new film's stunning visuals.
منتقدان در مورد جلوههای بصری خیرهکننده فیلم جدید اغراقگویی کردند.
she rhapsodized over her favorite book, describing every detail.
او در مورد کتاب مورد علاقهاش اغراقگویی کرد و هر جزئیاتی را توصیف کرد.
he can't help but rhapsodize when he talks about his favorite band.
وقتی در مورد گروه مورد علاقهاش صحبت میکند، نمیتواند از اغراقگویی خودداری کند.
in her speech, she rhapsodized about the importance of education.
در سخنرانی خود، او در مورد اهمیت آموزش اغراقگویی کرد.
fans rhapsodized about the artist's latest album on social media.
هواداران در مورد آخرین آلبوم هنرمند در رسانههای اجتماعی اغراقگویی کردند.
he rhapsodized about the flavors of the gourmet meal.
او در مورد طعمهای غذای مجلل اغراقگویی کرد.
she often rhapsodizes about her childhood memories.
او اغلب در مورد خاطرات دوران کودکی خود اغراقگویی میکند.
rhapsodize about
در مورد با شور و شوق صحبت کردن
rhapsodize over
در مورد با شور و شوق صحبت کردن
rhapsodize in
در مورد با شور و شوق صحبت کردن
rhapsodize on
در مورد با شور و شوق صحبت کردن
rhapsodize with
با شور و شوق صحبت کردن با
rhapsodize for
در مورد با شور و شوق صحبت کردن برای
rhapsodize in praise
با تحسین و ستایش صحبت کردن
rhapsodize on art
در مورد هنر با شور و شوق صحبت کردن
rhapsodize about music
در مورد موسیقی با شور و شوق صحبت کردن
rhapsodize over beauty
در مورد زیبایی با شور و شوق صحبت کردن
he began to rhapsodize about the beauty of the sunset.
او شروع به اغراقگویی در مورد زیبایی غروب خورشید کرد.
during the concert, she rhapsodized over the performance of the soloist.
در طول کنسرت، او در مورد اجرای солиست اغراقگویی کرد.
they rhapsodize about their travels across europe.
آنها در مورد سفر خود در سراسر اروپا اغراقگویی میکنند.
critics rhapsodized about the new film's stunning visuals.
منتقدان در مورد جلوههای بصری خیرهکننده فیلم جدید اغراقگویی کردند.
she rhapsodized over her favorite book, describing every detail.
او در مورد کتاب مورد علاقهاش اغراقگویی کرد و هر جزئیاتی را توصیف کرد.
he can't help but rhapsodize when he talks about his favorite band.
وقتی در مورد گروه مورد علاقهاش صحبت میکند، نمیتواند از اغراقگویی خودداری کند.
in her speech, she rhapsodized about the importance of education.
در سخنرانی خود، او در مورد اهمیت آموزش اغراقگویی کرد.
fans rhapsodized about the artist's latest album on social media.
هواداران در مورد آخرین آلبوم هنرمند در رسانههای اجتماعی اغراقگویی کردند.
he rhapsodized about the flavors of the gourmet meal.
او در مورد طعمهای غذای مجلل اغراقگویی کرد.
she often rhapsodizes about her childhood memories.
او اغلب در مورد خاطرات دوران کودکی خود اغراقگویی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید