to rive wood
شکافتن چوب
to rive apart
از هم جدا کردن
to rive rocks
شکافتن سنگها
rive the heart with grief
دل را با اندوه پاره پاره کردن
The strong currents can rive the shipwreck apart.
جریانات قوی میتوانند کشتی شکسته را از هم جدا کنند.
The lumberjack used an axe to rive the wood into smaller pieces.
چوببَر با استفاده از تبر چوب را به قطعات کوچکتر تبدیل کرد.
The violent storm threatened to rive the old oak tree from its roots.
طوفان شدید تهدید کرد که درخت بلوط کهنهسر را از ریشههایش جدا کند.
The emotional speech seemed to rive the audience's hearts.
سخنرانی احساسی به نظر میرسید که قلب مخاطبان را پاره پاره میکند.
The intense pressure can rive even the strongest bonds.
فشار شدید میتواند حتی قویترین پیوندها را نیز از هم جدا کند.
The earthquake had the power to rive the ground open.
زلزله قدرت باز کردن زمین را داشت.
The conflict threatened to rive the community in two.
درگیری تهدید کرد که جامعه را به دو بخش تقسیم کند.
The betrayal was enough to rive their friendship apart.
خیانت برای جدا کردن دوستی آنها کافی بود.
The tension in the room was enough to rive the silence.
تنش در اتاق به اندازهای بود که سکوت را از هم بپاشاند.
The divisive issue had the potential to rive the country into chaos.
این موضوع بحثبرانگیز پتانسیل ایجاد هرج و مرج در کشور را داشت.
to rive wood
شکافتن چوب
to rive apart
از هم جدا کردن
to rive rocks
شکافتن سنگها
rive the heart with grief
دل را با اندوه پاره پاره کردن
The strong currents can rive the shipwreck apart.
جریانات قوی میتوانند کشتی شکسته را از هم جدا کنند.
The lumberjack used an axe to rive the wood into smaller pieces.
چوببَر با استفاده از تبر چوب را به قطعات کوچکتر تبدیل کرد.
The violent storm threatened to rive the old oak tree from its roots.
طوفان شدید تهدید کرد که درخت بلوط کهنهسر را از ریشههایش جدا کند.
The emotional speech seemed to rive the audience's hearts.
سخنرانی احساسی به نظر میرسید که قلب مخاطبان را پاره پاره میکند.
The intense pressure can rive even the strongest bonds.
فشار شدید میتواند حتی قویترین پیوندها را نیز از هم جدا کند.
The earthquake had the power to rive the ground open.
زلزله قدرت باز کردن زمین را داشت.
The conflict threatened to rive the community in two.
درگیری تهدید کرد که جامعه را به دو بخش تقسیم کند.
The betrayal was enough to rive their friendship apart.
خیانت برای جدا کردن دوستی آنها کافی بود.
The tension in the room was enough to rive the silence.
تنش در اتاق به اندازهای بود که سکوت را از هم بپاشاند.
The divisive issue had the potential to rive the country into chaos.
این موضوع بحثبرانگیز پتانسیل ایجاد هرج و مرج در کشور را داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید