rocksteady rhythm
ریتم راکاستدی
rocksteady music
موسیقی راکاستدی
rocksteady vibe
فضای راکاستدی
rocksteady beat
ضرب آهنگ راکاستدی
rocksteady style
سبک راکاستدی
rocksteady dance
رقص راکاستدی
rocksteady performance
اجای راکاستدی
rocksteady sound
صدای راکاستدی
rocksteady energy
انرژی راکاستدی
rocksteady attitude
نگاه راکاستدی
the band played a rocksteady rhythm that got everyone dancing.
گروه یک ریتم راکاستدی اجرا کرد که باعث شد همه شروع به رقص کنند.
her rocksteady focus helped her complete the project on time.
تمرکز راکاستدی او به او کمک کرد پروژه را به موقع به پایان برساند.
he has a rocksteady demeanor that puts everyone at ease.
او رفتاری دارد که باعث میشود همه احساس آرامش کنند.
the team's rocksteady performance earned them the championship.
عملکرد راکاستدی تیم باعث شد آنها قهرمان شوند.
she maintained a rocksteady voice while delivering the presentation.
او در حالی که ارائه را ارائه میداد، صدایی ثابت حفظ کرد.
his rocksteady commitment to fitness inspires others.
تعهد راکاستدی او به تناسب اندام دیگران را الهام بخش است.
the project requires a rocksteady approach to succeed.
برای موفقیت پروژه به یک رویکرد ثابت نیاز است.
they need a rocksteady plan to navigate the challenges ahead.
آنها برای مقابله با چالشهای پیش رو به یک برنامه ثابت نیاز دارند.
with a rocksteady foundation, the building can withstand earthquakes.
با یک پایه ثابت، ساختمان میتواند در برابر زلزله مقاومت کند.
his rocksteady friendship has been a source of support for years.
دوستی ثابت او سالها منبعی از حمایت بوده است.
rocksteady rhythm
ریتم راکاستدی
rocksteady music
موسیقی راکاستدی
rocksteady vibe
فضای راکاستدی
rocksteady beat
ضرب آهنگ راکاستدی
rocksteady style
سبک راکاستدی
rocksteady dance
رقص راکاستدی
rocksteady performance
اجای راکاستدی
rocksteady sound
صدای راکاستدی
rocksteady energy
انرژی راکاستدی
rocksteady attitude
نگاه راکاستدی
the band played a rocksteady rhythm that got everyone dancing.
گروه یک ریتم راکاستدی اجرا کرد که باعث شد همه شروع به رقص کنند.
her rocksteady focus helped her complete the project on time.
تمرکز راکاستدی او به او کمک کرد پروژه را به موقع به پایان برساند.
he has a rocksteady demeanor that puts everyone at ease.
او رفتاری دارد که باعث میشود همه احساس آرامش کنند.
the team's rocksteady performance earned them the championship.
عملکرد راکاستدی تیم باعث شد آنها قهرمان شوند.
she maintained a rocksteady voice while delivering the presentation.
او در حالی که ارائه را ارائه میداد، صدایی ثابت حفظ کرد.
his rocksteady commitment to fitness inspires others.
تعهد راکاستدی او به تناسب اندام دیگران را الهام بخش است.
the project requires a rocksteady approach to succeed.
برای موفقیت پروژه به یک رویکرد ثابت نیاز است.
they need a rocksteady plan to navigate the challenges ahead.
آنها برای مقابله با چالشهای پیش رو به یک برنامه ثابت نیاز دارند.
with a rocksteady foundation, the building can withstand earthquakes.
با یک پایه ثابت، ساختمان میتواند در برابر زلزله مقاومت کند.
his rocksteady friendship has been a source of support for years.
دوستی ثابت او سالها منبعی از حمایت بوده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید