roleplays

[ایالات متحده]/ˈrəʊlpleɪz/
[بریتانیا]/ˈroʊlpleɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فعالیت تقلید یک شخص یا شخصیت مختلف، اغلب به عنوان بخشی از یک بازی یا تمرین
v. حالت دیگر گویندگی فرد سوم در زمان حال؛ ایفای یک نقش یا شخصیت خاص

عبارات و ترکیب‌ها

roleplaying games

بازی‌های نقش‌آوری

roleplay scenario

سценاریوی نقش‌آوری

roleplay session

جلسه‌ی نقش‌آوری

roleplay therapy

درمان نقش‌آوری

roleplays as

نقش‌آوری به عنوان

roleplaying online

نقش‌آوری آنلاین

roleplay activity

فعالیت نقش‌آوری

roleplay situation

وضعیت نقش‌آوری

roleplay exercise

تمرین نقش‌آوری

roleplay character

شخصیت نقش‌آوری

جملات نمونه

teachers often engage students in roleplays to develop communication skills.

معلمان اغلب دانش‌آموزان را در بازی‌های نقش‌آفرینی درگیر می‌کنند تا مهارت‌های ارتباطی را توسعه دهند.

the workshop includes interactive roleplays that simulate real workplace scenarios.

کارگاه شامل بازی‌های نقش‌آفرینی تعاملی است که سناریوهای واقعی محیط کار را شبیه‌سازی می‌کنند.

roleplays help children practice social interactions in a safe environment.

بازی‌های نقش‌آفرینی به کودکان کمک می‌کند تا در محیط امنی تعاملات اجتماعی را تمرین کنند.

our language course requires students to participate in daily roleplays.

دوره زبان ما از دانش‌آموزان می‌خواهد که در بازی‌های نقش‌آفرینی روزانه شرکت کنند.

roleplays allow learners to apply theoretical knowledge to practical situations.

بازی‌های نقش‌آفرینی به یادگیرندگان اجازه می‌دهد تا دانش نظری را به موقعیت‌های عملی اعمال کنند.

the therapy session uses roleplays to help patients express their emotions.

جلسه درمانی از بازی‌های نقش‌آفرینی استفاده می‌کند تا به بیماران کمک کند تا احساسات خود را بیان کنند.

corporate training programs conduct roleplays to improve team collaboration.

برنامه‌های آموزشی کorporate بازی‌های نقش‌آفرینی اجرا می‌کنند تا همکاری تیم را بهبود بخشند.

roleplays involve assuming different characters to explore various perspectives.

بازی‌های نقش‌آفرینی شامل فرضیه‌گذاری شخصیت‌های مختلف برای بررسی دیدگاه‌های متفاوت است.

educational roleplays encourage critical thinking and problem-solving abilities.

بازی‌های نقش‌آفرینی آموزشی به فکر کردن انتقادی و توانایی حل مسئله تشویق می‌کنند.

the drama class performs roleplays that develop improvisation skills.

کلاس تئاتر بازی‌های نقش‌آفرینی اجرا می‌کند که مهارت‌های ایمپرُوویزیشن را توسعه می‌دهد.

roleplays require participants to think quickly and adapt to changing situations.

بازی‌های نقش‌آفرینی از شرکت‌کنندگان می‌خواهد که سریع فکر کنند و به موقعیت‌های در حال تغییر سازگار شوند.

medical schools use roleplays to train students in patient communication.

دانشگاه‌های پزشکی از بازی‌های نقش‌آفرینی برای آموزش دانش‌آموزان در ارتباط با بیماران استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید