rompre

[ایالات متحده]/rɒmp/
[بریتانیا]/rɑmp/

ترجمه

v. به شکست رفتن؛ شکافتن؛ شکستن
Word Forms
جمعrompres

عبارات و ترکیب‌ها

rompre avec

از ... بازدید کن

جملات نمونه

she finally decided to break the silence and confess her feelings.

او در نهایت تصمیم گرفت سکوت خود را شکسته و احساساتش را اعتراف کند.

after years of friendship, they decided to break up with each other.

پس از چندین سال دوستانی، آنها تصمیم گرفتند با یکدیگر از هم جدا شوند.

the politician broke his promise to the voters during the election campaign.

سیاستمدار در حمله انتخاباتی به قول خود به رای دهندگان خیانت کرد.

the company had to break the contract due to unforeseen circumstances.

شرکت باید قرارداد را به دلیل اتفاقات غیر منتظره لغو کرد.

it took courage to break the ice and introduce himself at the networking event.

برای شکستن یخ و خود را در رویداد شبکه سازی معرفی کردن، جرات لازم بود.

they decided to break all ties with the corrupt organization.

آنها تصمیم گرفتند تمام روابط خود با سازمان فسادگرای را قطع کنند.

she managed to break the habit of procrastination after many failed attempts.

او پس از چندین تلاش ناکام، عادت به تاخیر را شکست.

the sudden scandal completely broke the delicate balance of power.

این فضیحه ناگهانی تعادل نرم قدرت را به طور کامل شکست.

the musician accidentally broke the rhythm during the important concert.

موسیقی دان به طور اتفاقی در کنسرت مهم ریتم را شکست.

the couple chose to break their engagement and part ways peacefully.

این زوج تصمیم گرفتند ازدواج خود را لغو کنند و به طور صلح آمیز از هم جدا شوند.

his unexpected arrival broke the monotony of their quiet afternoon.

حضور ناگهانی او یکپارچگی بعد از ظهر آرامش آنها را شکست.

the detective finally broke the case after months of investigation.

پس از چند ماه تحقیق، دetective در نهایت پرونده را شکست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید