runouts

[ایالات متحده]/ˈrʌnaʊt/
[بریتانیا]/ˈrʌnaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل اجتناب یا فرار؛ عجیب و غریب بودن؛ خروج؛ انقضا؛ اخراج در کریکت

عبارات و ترکیب‌ها

runout time

زمان انقضا

runout date

تاریخ انقضا

runout stock

کمبود موجودی

runout condition

شرایط انقضا

runout risk

ریسک انقضا

runout warning

هشدار انقضا

runout issue

مشکل انقضا

runout alert

اعلان انقضا

runout limit

محدودیت انقضا

runout check

بررسی انقضا

جملات نمونه

make sure to check the fuel gauge to avoid a runout.

حتماً برای جلوگیری از اتمام سوخت، نشانگر سوخت را بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید