scrunch

[ایالات متحده]/skrʌn(t)ʃ/
[بریتانیا]/skrʌntʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای جیرجیر; له کردن
vt. له کردن یا محکم فشار دادن; خم کردن چیزی
vi. به طور محکم جمع شدن; ایجاد صدای جیرجیر.
Word Forms
زمان گذشتهscrunched
صفت یا فعل حال استمراریscrunching
قسمت سوم فعلscrunched
شکل سوم شخص مفردscrunches
جمعscrunches

عبارات و ترکیب‌ها

scrunch up

چپاندن

scrunch paper

چپاندن کاغذ

scrunch a napkin

چپاندن دستمال

scrunch your face

اخم کردن

scrunch your toes

چپاندن انگشتان پا

scrunch fabric

چپاندن پارچه

scrunching sound

صدای چروک

scrunching leaves

برگ‌های چروکیده

scrunching plastic bag

کیسه پلاستیکی چروکیده

جملات نمونه

Flora scrunched the handkerchief into a ball.

فلورا دستمال را به یک گلوله تبدیل کرد.

their faces scrunch up with concentration.

چهره‌هایشان با تمرکز منقبض می‌شوند.

Charlotte heard the scrunch of boots on gravel.

شارلوت صدای خراش چکمه‌ها روی سنگ‌ریزه را شنید.

scrunching along the gravel path.

در امتداد مسیر سنگ‌ریزه قدم می‌زد.

scrunched up their shoulders; scrunch one's nose against a window.

شانه‌هایشان را جمع کردند؛ بینی خود را در برابر پنجره فشار دادن.

to scrunch one’s nose against a window

بینی خود را در برابر پنجره فشار دادن

He scrunched up the piece of paper and threw it at me.

او تکه کاغذ را مچاله کرد و به سمت من پرتاب کرد.

He scrunched up his face, trying to concentrate.

او چهره‌اش را مچاله کرد و سعی کرد تمرکز کند.

crisp yellow leaves scrunched satisfyingly underfoot.

برگ‌های زرد و ترد با صدای رضایت‌بخش زیر پا خرد شدند.

نمونه‌های واقعی

It's more fun when you scrunch down.

وقتی که خودت را مچاله کنی، بیشتر خوشحال‌کننده است.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

Scrunch it... - And then... - Brush it.

آن را مچاله کن... - و سپس... - آن را برس.

منبع: Gourmet Base

What are you talking about? Many New York women wear scrunches.

حرف چی می‌زنی؟ بسیاری از زنان نیویورکی اسکرنچ می‌پوشند.

منبع: Sex and the City Selected Highlights

" No way! " said Natie, scrunching his face.

«هیچ راهی نیست!» نِتی گفت، در حالی که صورتش را مچاله می‌کرد.

منبع: Storyline Online English Stories

Just as a rug will crumple and rise if it's scrunched by an opening door, the tsunami gets taller.

همانطور که یک فرش ممکن است چروک شود و اگر توسط یک درب باز مچاله شود، بالا بیاید، سونامی بلندتر می‌شود.

منبع: Listening Digest

We had to hide under our desks today. All scrunched up.

امروز مجبور شدیم زیر میزویتان پنهان شویم. همه مچاله شده بودیم.

منبع: Go blank axis version

Everything's all scrunched up but we're looking for wings so we just pull them all out and straighten them.

همه چیز مچاله شده است، اما ما دنبال بال هستیم، پس آن‌ها را بیرون می‌کشیم و صاف می‌کنیم.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8

I yanked my blanket back up and scrunched my feet in so Gabe couldn't get them.

من پتویم را دوباره بالا کشیدم و پاهایم را مچاله کردم تا گاب نتواند آن‌ها را بگیرد.

منبع: Storyline Online English Stories

I just kind of scrunch it into my hair.

من فقط آن را به نوعی داخل موهایم مچاله می‌کنم.

منبع: Celebrity Skincare Tips

There are also target cells, which are small RBCs that look like bullseyes due to scrunching up of the excess cell membrane.

همچنین سلول‌های هدف وجود دارد که گلبول‌های قرمز کوچک هستند که به دلیل مچاله شدن غشای سلولی اضافی، شبیه نشانه‌هایی به نظر می‌رسند.

منبع: Osmosis - Genetics

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید