self-separation

[ایالات متحده]/[ˈselfˌsepəˈreɪʃən]/
[بریتانیا]/[ˈselfˌsepəˈreɪʃən]/

ترجمه

n. عمل جدا شدن از چیزی یا کسی؛ فرآیندی که در آن اجزا یا عناصر به طور خودکار از یکدیگر جدا می‌شوند؛ حالتی از جدا بودن از چیزی یا کسی.

عبارات و ترکیب‌ها

self-separation anxiety

اضطراب جدایی خود

self-separation risk

خطر جدایی خود

preventing self-separation

جلوگیری از جدایی خود

self-separation behaviors

رفتارهای جدایی خود

self-separation stage

مرحله جدایی خود

self-separation process

فرآیند جدایی خود

self-separation patterns

الگوهای جدایی خود

self-separation issues

مشکلات جدایی خود

self-separation effects

اثرات جدایی خود

self-separation tendency

تمایل به جدایی خود

جملات نمونه

the team encouraged self-separation during the pandemic to minimize contact.

تیم تشویق به جداسازی خود به منظور کاهش تماس در طول همه‌گیری کرد.

due to illness, a period of self-separation was recommended by the doctor.

به دلیل بیماری، پزشک یک دوره جداسازی خود را توصیه کرد.

self-separation can help prevent the spread of contagious diseases effectively.

جداسازی خود می‌تواند به طور موثر از گسترش بیماری‌های مسری جلوگیری کند.

following the guidelines, the patient opted for voluntary self-separation.

با پیروی از دستورالعمل‌ها، بیمار به جداسازی خود داوطلبانه روی آورد.

extended self-separation might be necessary for individuals with compromised immunity.

ممکن است جداسازی خود طولانی‌تر برای افراد با سیستم ایمنی ضعیف ضروری باشد.

the policy mandated temporary self-separation for employees showing symptoms.

سیاست جداسازی خود موقت را برای کارمندانی که علائمی نشان می‌دادند، الزامی می‌کرد.

successful self-separation requires discipline and adherence to safety protocols.

جداسازی خود موفقیت‌آمیز نیاز به نظم و رعایت پروتکل‌های ایمنی دارد.

we implemented a system to facilitate easy self-separation for our staff.

ما سیستمی را برای تسهیل جداسازی خود آسان برای کارکنانمان اجرا کردیم.

the school announced a period of self-separation after the confirmed case.

مدرسه پس از تایید مورد، یک دوره جداسازی خود را اعلام کرد.

self-separation is a crucial measure in controlling the outbreak.

جداسازی خود یک اقدام حیاتی در کنترل شیوع است.

the building management enforced strict self-separation guidelines for residents.

مدیریت ساختمان، دستورالعمل‌های جداسازی خود سختگیرانه را برای ساکنان اعمال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید