separationisms

[ایالات متحده]/ˌsepəˈreɪʃənɪzəmz/
[بریتانیا]/ˌsepəˈreɪʃənɪzəmz/

ترجمه

n. جمع名词 of separationism؛ دفاع از سیاست جدایی، به ویژه در مورد جدایی نژادی یا جدایی کلیسا و دولت.

عبارات و ترکیب‌ها

racial separationism

جداگرایی نژادی

strict separationism

جداگرایی سخت گیرانه

political separationism

جداگرایی سیاسی

ethnic separationism

جداگرایی نژادی

religious separationism

جداگرایی دینی

opposing separationism

مخالفت با جداگرایی

advocating separationism

تبلیغ جداگرایی

forced separationism

جداگرایی مجبورانه

contemporary separationism

جداگرایی معاصر

extreme separationism

جداگرایی افراطی

جملات نمونه

the political rhetoric was rife with various separationisms aimed at dividing the electorate.

رhetoric سیاسی پر از انواع جدایی‌گرایی‌هایی بود که به تقسیم انتخاباتی می‌اندیشید.

modern architecture often rejects the rigid separationisms found in classical building design.

معماری مدرن اغلب جدایی‌گرایی‌های سخت‌گیرانه‌ای که در طراحی ساختمان‌های کلاسیک یافت می‌شود را رد می‌کند.

sociologists argue that economic separationisms contribute to wider class inequality.

جامعه‌شناسان می‌گویند جدایی‌گرایی‌های اقتصادی به نابرابری کلاسی گسترده‌تر منجر می‌شود.

the philosopher criticized the dualistic separationisms inherent in traditional western thought.

فیلسوف جدایی‌گرایی‌های دوگانه‌ای که در فکر غربی سنتی وجود دارد را مورد انتقاد قرار داد.

corporate separationisms between departments can significantly stifle innovation and creativity.

جدایی‌گرایی‌های کorporatی بین بخش‌ها می‌تواند خلاقیت و نوآوری را به طور قابل توجهی محدود کند.

educational separationisms like tracking systems often disadvantage students from poorer backgrounds.

سیستم‌های ردیابی که نوعی جدایی‌گرایی‌های آموزشی هستند، اغلب دانش‌آموزانی از پس‌درآمد کمتر را به نفع خود قرار می‌دهند.

religious separationisms frequently lead to sectarian violence in the region.

جدایی‌گرایی‌های مذهبی اغلب به خشونت‌های مذهبی در منطقه منجر می‌شود.

her artwork challenges the separationisms that traditionally exist between high and low culture.

کارهای هنری او جدایی‌گرایی‌هایی را که به طور سنتی بین فرهنگ بالا و پایین وجود دارد مورد چالش قرار می‌دهد.

technological separationisms in digital ecosystems prevent seamless data integration.

جدایی‌گرایی‌های فناوری در اکوسیستم‌های دیجیتال ادغام داده‌های بدون نقص را جلوگیری می‌کند.

the essay explores the separationisms of race and class in urban housing policies.

این مقاله جدایی‌گرایی‌های نژادی و کلاسی در سیاست‌های مسکن شهری را بررسی می‌کند.

cultural separationisms persist despite the increasing forces of globalization.

جدایی‌گرایی‌های فرهنگی با وجود افزایش نیروهای گلوبالیزاسیون ادامه می‌یابد.

geographical separationisms have historically protected the island's unique biodiversity.

جدایی‌گرایی‌های جغرافیایی به طور تاریخی تنوع زیستی منحصر به فرد جزیره را حفظ کرده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید