shamble

[ایالات متحده]/ˈʃæmbl/
[بریتانیا]/ˈʃæmbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور ناپایدار راه رفتن
n. راه رفتن ناپایدار؛ قدم‌های لنگ لنگان
Word Forms
قسمت سوم فعلshambled
شکل سوم شخص مفردshambles
زمان گذشتهshambled
صفت یا فعل حال استمراریshambling
جمعshambles

عبارات و ترکیب‌ها

shamble along

قدم زدن آرام

shamble through

از میان قدم زدن آرام

جملات نمونه

The beggar shamble d past us.

گدا با قدم‌های بی‌هدف از کنار ما گذشت.

The old tramp shambled wearily up the path.

پیرمرد خسته و بی‌حال با قدم‌های بی‌رمت در مسیر بالا می‌رفت.

he shambled off down the corridor.

او با قدم‌های بی‌رمت به سمت راهرو پایین رفت.

my career was in a shambles .

حرفه من در هرج و مرج بود.

the event was a shambles from start to finish.

این رویداد از ابتدا تا انتها در هرج و مرج بود.

their room was a shambles as usual .

اتاق آنها مثل همیشه در هرج و مرج بود.

he shambled over to the desk and ferreted around .

او با بی‌حوصلگی به سمت میز رفت و جستجو کرد.

the room was a shambles—their throats had been cut and they lay in a waste of blood.

اتاق در هرج و مرج بود - گلوهایشان بریده شده بود و در دریایی از خون افتاده بودند.

They shamble, unused to walking on two legs, and find the human's mild sensory depravation unnerving.

آنها به صورت بی‌هدف راه می‌روند، به راه رفتن روی دو پا عادت ندارند و محرومیت حسی خفیف انسان را آزاردهنده می‌یابند.

نمونه‌های واقعی

Though once considered a formidable force, the French army is now a shambles.

اگرچه زمانی به عنوان یک نیروی قدرتمند در نظر گرفته می‌شد، ارتش فرانسه اکنون در حال فروپاشی است.

منبع: The Apocalypse of World War II

Opinion polls showed that voters blame the president for the shambles.

نظرسنجی‌ها نشان داد که رای‌دهندگان رئیس‌جمهور را به خاطر فروپاشی مقصر می‌دانند.

منبع: The Economist (Summary)

Its policy on Europe is a shambles that has strengthened the forces arrayed against free trade.

سیاست آن در مورد اروپا یک فروپاشی است که باعث تقویت نیروهای مخالف تجارت آزاد شده است.

منبع: The Economist - Comprehensive

I shambled along behind Jessica, not bothering to pretend to listen anymore.

من با بی‌خیالی پشت سر جِسی‌کا به راه افتادم و دیگر حتی زحمت ننمودم که وانمود کنم گوش می‌دهم.

منبع: Twilight: Eclipse

The economy is in shambles, okay. But this is why we need the government of technocrats.

اقتصاد در حال فروپاشی است، باشه. اما این دلیل این است که ما به دولت تکنوکرات‌ها نیاز داریم.

منبع: BBC Listening Compilation April 2019

And the country is in shambles. Remind us what it's like to live in Venezuela today.

و کشور در حال فروپاشی است. به ما یادآوری کنید زندگی در ونزوئلا امروز چگونه است.

منبع: NPR News August 2018 Compilation

The powerful storm has swamped the Louisiana coast and left the region's electrical grid in shambles.

طوفان قدرتمند، سواحل لوئیزیانا را در بر گرفته و شبکه برق منطقه را در حال فروپاشی رها کرده است.

منبع: AP Listening Compilation September 2021

The mosque was in shambles after the bomber opened fire, then ran inside, and blew himself up.

پس از اینکه بمب‌گذار آتش‌گویی کرد، به داخل دوید و خود را منفجر کرد، مسجد در حال فروپاشی بود.

منبع: PBS English News

One disease detective from the CDC working in Sierra Leone, she says the database there was in shambles.

یک کارآگاه بیماری از CDC که در سیرالئون کار می‌کند، می‌گوید پایگاه داده آنجا در حال فروپاشی بود.

منبع: CNN Listening Collection September 2014

With its economy in shambles, a CNN investigation just found that illegal drug trafficking through Venezuela is soaring.

با اقتصاد در حال فروپاشی، یک بررسی CNN به تازگی نشان داد که قاچاق مواد مخدر غیرقانونی از طریق ونزوئلا در حال افزایش است.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید