sharklike

[ایالات متحده]/[ˈʃɑːkˌlaɪk]/
[بریتانیا]/[ˈʃɑːrkˌlaɪk]/

ترجمه

adj. شبیه به شوالیه؛ دارای ویژگی‌های شوالیه‌ای؛ حرکت یا رفتاری که شبیه به حرکت یا رفتار شوالیه است.

عبارات و ترکیب‌ها

sharklike grin

خنده‌ای مانند شوالیه

sharklike movements

حرکاتی مانند شوالیه

sharklike speed

سرعتی مانند شوالیه

acting sharklike

رفتار کردن مانند شوالیه

a sharklike face

چهره‌ای مانند شوالیه

sharklike efficiency

کارایی مانند شوالیه

sharklike attack

حمله‌ای مانند شوالیه

sharklike behavior

رفتاری مانند شوالیه

sharklike manner

رویکردی مانند شوالیه

sharklike presence

حضوری مانند شوالیه

جملات نمونه

the submarine had a sharklike profile, cutting through the water with ease.

زیردریایی دارای پروفیلی شبیه به ماهی گردو بود که به راحتی از آب عبور می‌کرد.

his sharklike grin revealed a predatory nature and a ruthless ambition.

خنده‌ای او شبیه به ماهی گردو نشان دهنده طبیعتی پیش‌دستانه و اشتیاقی بی‌رحم بود.

the new sports car boasted a sharklike front end and aggressive styling.

ماشین ورزشی جدید با پیش‌بینی‌ای شبیه به ماهی گردو و طراحی‌ای فشرده خود می‌خواند.

she moved with a sharklike grace, silently navigating the crowded room.

او با گرایشی شبیه به ماهی گردو حرکت می‌کرد و به ساکت‌سروی در اتاق پر از مردم حرکت می‌کرد.

the lawyer's cross-examination was sharklike, relentless, and designed to trap the witness.

پرسش‌های متقاطع وکیل شبیه به ماهی گردو بود، بدون توقف و با هدف دستگیری شاهد بود.

the company's sharklike tactics in the market raised concerns among competitors.

استراتژی‌های شبیه به ماهی گردو شرکت در بازار نگرانی‌های رقبا را ایجاد کرد.

he possessed a sharklike instinct for business, always seeking an advantage.

او دارای احساسی شبیه به ماهی گردو در کسب و کار بود و همیشه به دنبال مزیت بود.

the building's architecture featured a sharklike facade with sharp angles.

معماری ساختمان با یک پوشش شبیه به ماهی گردو و زوایای تیز مشخص شد.

the predator's sharklike movements made it a formidable hunter in the ocean.

حرکات شبیه به ماهی گردو شکارچی آن را به یک شکارچی قوی در اقیانوس تبدیل کرد.

the software's sharklike interface was intuitive and user-friendly.

رابط کاربری نرم‌افزار شبیه به ماهی گردو بود و به طور طبیعی و کاربرپسند بود.

the politician's sharklike campaign strategy focused on aggressive attacks.

استراتژی حمله‌ای سیاستمدار شبیه به ماهی گردو بر روی حملات فشرده متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید