shovings

[ایالات متحده]/ˈʃʌvɪŋz/
[بریتانیا]/ˈʃʌvɪŋz/

ترجمه

v. عمل کنار زدن یا مجبور کردن چیزی به کنار

عبارات و ترکیب‌ها

heavy shovings

برداشتن سنگین برف

quick shovings

برداشتن سریع برف

frequent shovings

برداشتن مکرر برف

snow shovings

برداشتن برف

manual shovings

برداشتن دستی برف

gentle shovings

برداشتن ملایم برف

deep shovings

برداشتن عمیق برف

careful shovings

برداشتن با دقت برف

efficient shovings

برداشتن کارآمد برف

regular shovings

برداشتن منظم برف

جملات نمونه

the shovings of snow made it difficult to drive.

برداشتن برف باعث می‌شد رانندگی دشوار باشد.

after the shovings, the path was clear again.

بعد از برداشتن برف، مسیر دوباره باز شد.

he used a shovel for the heavy shovings of dirt.

او از بیل برای برداشتن خاک سنگین استفاده کرد.

the shovings of leaves created a crunchy sound.

برداشتن برگ‌ها صدایی ترد ایجاد کرد.

shovings of gravel were needed for the driveway.

برای ورودی ماشین به برداشتن سنگ‌ریزه نیاز بود.

she complained about the shovings of coal in the winter.

او در مورد برداشتن زغال سنگ در زمستان شکایت کرد.

the shovings around the garden were neatly piled.

برداشتن‌ها در اطراف باغ به طور مرتب انباشته شده بودند.

his job involved frequent shovings of materials.

کار او شامل برداشتن مکرر مصالح بود.

shovings of ice made the sidewalk hazardous.

برداشتن یخ باعث خطرناک شدن پیاده‌رو شد.

they worked together on the shovings of the heavy snow.

آنها برای برداشتن برف سنگین با هم همکاری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید