singulare

[ایالات متحده]/ˌsɪŋɡjʊˈlɑːri/
[بریتانیا]/ˌsɪŋɡjʊˈlɛri/

ترجمه

adj.[Med] منحصری؛ تنها
شکل‌های واژه

جملات نمونه

this is a singular achievement in the field of science.

این یک دستاورد منحصر به فرد در زمینه علم است.

she has a singular talent for music.

او دارای موهبت منحصر به فردی برای موسیقی است.

the singular most important thing is to stay safe.

مهمترین چیز منحصر به فرد این است که ایمن بمانید.

he possesses a singular vision for the project.

او دیدگاه منحصر به فردی برای پروژه دارد.

this problem requires a singular solution.

این مشکل نیاز به راه حلی منحصر به فرد دارد.

the singular focus of the team led to success.

تمرکز منحصر به فرد تیم به موفقیت منجر شد.

it's a singular opportunity that shouldn't be missed.

این یک فرصت منحصر به فرد است که نباید از دست بدهید.

she showed singular dedication to her work.

او وفاداری منحصر به فردی به کار خود نشان داد.

the artist has a singular style that is unmistakable.

هنرمند سبکی منحصر به فرد دارد که غیر قابل اشتباه است.

this represents a singular moment in history.

این یک لحظه منحصر به فرد در تاریخ را نمایش می‌دهد.

he is a singular figure in the industry.

او یک شخصیت منحصر به فرد در صنعت است.

the singular nature of this case makes it unique.

طبیعت منحصر به فرد این پرونده آن را منحصر به فرد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید