skippered

[ایالات متحده]/ˈskɪp.əd/
[بریتانیا]/ˈskɪp.ɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی از skipper

عبارات و ترکیب‌ها

skippered the boat

کاپیتانی قایق را بر عهده داشت

skippered the crew

کاپیتانی خدمه را بر عهده داشت

skippered the yacht

کاپیتانی قایق تفریحی را بر عهده داشت

skippered the team

کاپیتانی تیم را بر عهده داشت

skippered the expedition

کاپیتانی экспедиشن را بر عهده داشت

skippered the vessel

کاپیتانی کشتی را بر عهده داشت

skippered the race

کاپیتانی مسابقه را بر عهده داشت

skippered the tour

کاپیتانی تور را بر عهده داشت

skippered the journey

کاپیتانی سفر را بر عهده داشت

skippered the adventure

کاپیتانی ماجراجویی را بر عهده داشت

جملات نمونه

the boat was skippered by an experienced sailor.

قایق توسط یک ملوان با تجربه هدایت می شد.

she skippered the yacht during the race.

او در طول مسابقه، قایق بادبانی را هدایت کرد.

he skippered the team to victory in the championship.

او تیم را به پیروزی در مسابقات قهرمانی هدایت کرد.

the expedition was skippered by a renowned explorer.

اکسپدیشن توسط یک کاوشگر مشهور هدایت می شد.

they skippered the vessel through rough waters.

آنها کشتی را از میان آب های خروشان هدایت کردند.

the cruise was skippered by a friendly captain.

سفر دریایی توسط یک کاپیتان مهربان هدایت می شد.

she was proud to have skippered the boat for many years.

او به داشتن قایق برای سالیان متمادی افتخار می کرد.

he skippered the fishing trip last summer.

او سفر ماهیگیری را تابستان گذشته هدایت کرد.

the yacht was skippered by a woman for the first time.

قایق بادبانی برای اولین بار توسط یک زن هدایت می شد.

they hired a professional who skippered the boat expertly.

آنها یک متخصص استخدام کردند که قایق را به طور ماهرانه هدایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید