slaved

[ایالات متحده]/sleɪvd/
[بریتانیا]/sleɪvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مانند یک برده کار کرد; زحمت کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

slaved away

به سختی کار کرد

slaved to

برای... کار کرد

slaved over

ساعت‌ها روی... کار کرد

slaved like

مانند... کار کرد

slaved into

وارد... شد

slaved for

برای... کار کرد

slaved under

تحت... کار کرد

slaved by

توسط... کار کرد

slaved through

از... عبور کرد

slaved at

در... کار کرد

جملات نمونه

he slaved over his homework for hours.

او ساعت‌ها روی تکالیف خود کار کرد.

they slaved away in the kitchen to prepare the feast.

آنها برای تهیه غذا در آشپزخانه ساعت‌ها کار کردند.

she felt like she was slaved to her job.

او احساس می‌کرد که به شغلش وابسته است.

he slaved through the long hours of the project.

او در طول ساعات طولانی پروژه کار کرد.

they slaved for years to build their business.

آنها سال‌ها برای ساختن کسب و کار خود تلاش کردند.

she slaved over the details to ensure everything was perfect.

او برای اطمینان از اینکه همه چیز عالی است، روی جزئیات کار کرد.

he was slaved to the demands of his boss.

او مجبور بود خواسته‌های رئیس خود را انجام دهد.

they slaved away at the factory to meet the deadline.

آنها برای رسیدن به مهلت مقرر در کارخانه سخت کار کردند.

she slaved over the report until it was finished.

او تا زمانی که گزارش تمام شد روی آن کار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید