sluice gate
دروازه تنظیم
sluice system
سیستم آبرسانی
flood sluice
دروازه سیل
river sluice
دروازه رودخانه
sluice management
مدیریت آبرسانی
a sluice with cold water.
یک دریچه با آب سرد.
open sluices to flood a dry dock.Also called sluice gate
باز کردن دریچهها برای پر کردن یک خشککش. همچنین به دریچه آب گفته میشود
They sluice the streets down every morning.
آنها هر روز صبح خیابانها را آبپا میکنند.
she sluiced her face in cold water.
او صورت خود را در آب سرد شست.
crews sluiced down the decks of their ship.
خدمه عرشه های کشتی خود را با آب شستند.
the waves sluiced over them.
امواج بر روی آنها جاری شدند.
The sailors sluiced the deck with hoses.
ملوانان عرشه را با شلنگ آبپاشی کردند.
sluices connecting a reservoir with irrigated fields.
بندها که یک مخزن را به زمینهای آبیاری متصل میکنند.
We opened the sluice and water poured in.
ما دریچه را باز کردیم و آب جاری شد.
sluice gate
دروازه تنظیم
sluice system
سیستم آبرسانی
flood sluice
دروازه سیل
river sluice
دروازه رودخانه
sluice management
مدیریت آبرسانی
a sluice with cold water.
یک دریچه با آب سرد.
open sluices to flood a dry dock.Also called sluice gate
باز کردن دریچهها برای پر کردن یک خشککش. همچنین به دریچه آب گفته میشود
They sluice the streets down every morning.
آنها هر روز صبح خیابانها را آبپا میکنند.
she sluiced her face in cold water.
او صورت خود را در آب سرد شست.
crews sluiced down the decks of their ship.
خدمه عرشه های کشتی خود را با آب شستند.
the waves sluiced over them.
امواج بر روی آنها جاری شدند.
The sailors sluiced the deck with hoses.
ملوانان عرشه را با شلنگ آبپاشی کردند.
sluices connecting a reservoir with irrigated fields.
بندها که یک مخزن را به زمینهای آبیاری متصل میکنند.
We opened the sluice and water poured in.
ما دریچه را باز کردیم و آب جاری شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید