sluice

[ایالات متحده]/sluːs/
[بریتانیا]/slus/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دروازه آب; مخزن
vt. شستشو دادن; آزاد کردن آب با باز کردن دروازه
vi. به سرعت جریان یافتن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsluices
قسمت سوم فعلsluiced
زمان گذشتهsluiced
صفت یا فعل حال استمراریsluicing
جمعsluices

عبارات و ترکیب‌ها

sluice gate

دروازه تنظیم

sluice system

سیستم آب‌رسانی

flood sluice

دروازه سیل

river sluice

دروازه رودخانه

sluice management

مدیریت آب‌رسانی

جملات نمونه

a sluice with cold water.

یک دریچه با آب سرد.

open sluices to flood a dry dock.Also called sluice gate

باز کردن دریچه‌ها برای پر کردن یک خشک‌کش. همچنین به دریچه آب گفته می‌شود

They sluice the streets down every morning.

آنها هر روز صبح خیابان‌ها را آب‌پا می‌کنند.

she sluiced her face in cold water.

او صورت خود را در آب سرد شست.

crews sluiced down the decks of their ship.

خدمه عرشه های کشتی خود را با آب شستند.

the waves sluiced over them.

امواج بر روی آنها جاری شدند.

The sailors sluiced the deck with hoses.

ملوانان عرشه را با شلنگ آبپاشی کردند.

sluices connecting a reservoir with irrigated fields.

بندها که یک مخزن را به زمین‌های آبیاری متصل می‌کنند.

We opened the sluice and water poured in.

ما دریچه را باز کردیم و آب جاری شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید