smidge

[ایالات متحده]/smɪdʒ/
[بریتانیا]/smɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مقدار کم؛ یک کمی؛ یک قطعه کوچک از کتاب کarton مقاوم به لمس
شکل‌های واژه
جمعsmidges

عبارات و ترکیب‌ها

smidge of

کمی

just a smidge

فقط کمی

smidge too much

کمی بیشتر

a smidge

کمی

smidge more

کمی بیشتر

smidge smaller

کمی کوچکتر

tiny smidge

خیلی کم

smidgeon of

کمی

not one smidge

حتی یک کمی نیست

smidge off

کمی اشتباه

جملات نمونه

add a smidge of salt to the soup.

یک کم نمک به گوشت بیفزائید.

could you move just a smidge to the left?

آیا می‌توانید فقط یک کم به چپ حرکت کنید؟

the dress is a smidge too tight for me.

پوشاک یک کم برای من تنگ است.

i need a smidge more time to finish this.

برای پایان دادن به این کار یک کم زمان بیشتر نیاز دارم.

there's only a smidge of chocolate left.

تنها یک کم شکلات باقی مانده است.

she added a smidge of honey to her tea.

او یک کم عسل به چای خود اضافه کرد.

the color is a smidge on the dark side.

رنگ یک کم تیره‌تر است.

he was a smidge taller than his brother.

او یک کم بلندتر از برادرش بود.

can you turn down the volume just a smidge?

آیا می‌توانید فقط یک کم حجم را کم کنید؟

the cake needs a smidge more sugar.

کیک یک کم قند بیشتر نیاز دارد.

i'll have a smidge of coffee, thank you.

یک کم قهوه می‌خواهم، ممنون.

your essay is a smidge away from perfect.

مقاله‌ی شما یک کم از کمال فاصله دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید