smidgins

[ایالات متحده]/ˈsmɪdʒɪnz/
[بریتانیا]/ˈsmɪdʒɪnz/

ترجمه

n. مقادیر کم یا قسمت‌های کوچک؛ نمونه‌های بسیار کوچک.

عبارات و ترکیب‌ها

a smidgin

کمی

just a smidgin

فقط کمی

smidgin of

کمی از

not a smidgin

هیچ کمی نیست

every smidgin

همه کمی

smidgins of

کمی از

tiny smidgin

کمی کوچک

smidgin more

کمی بیشتر

smidgin less

کمی کمتر

not even a smidgin

حتی یک کمی نیست

جملات نمونه

she added smidgins of paprika to give the sauce a subtle smoky flavor.

او چند قطره فلفل قرمز را به سس اضافه کرد تا یک طعم دودی نرم به آن بدهد.

the artist mixed smidgins of blue and yellow to create the perfect shade of green.

هنرمند چند قطره آبی و زرد را با هم مخلوط کرد تا رنگ سبز کاملی ایجاد کند.

even after scrubbing the floor, smidgins of dirt remained in the corners.

حتی پس از پاک کردن زمین، چند قطره گرد و غبار در گوشه‌ها باقی ماند.

he only has smidgins of memory left from his early childhood in the countryside.

او فقط چند قطره یادگاری از کودکی خود در روستا باقی گذاشته است.

the detective found smidgins of evidence that eventually cracked the case wide open.

مقامات پلیس چند قطره شواهدی را پیدا کردند که در نهایت پرونده را باز کردند.

there were smidgins of doubt in her mind despite her confident outward appearance.

در ذهن او چند قطره شک وجود داشت در حالی که ظاهر خود را اطمینان‌آمیز نشان می‌داد.

the antique table was covered in dust and smidgins of rust around the handles.

میز قدیمی با گرد و غبار پوشیده شده بود و در اطراف مقبض‌ها چند قطره زنگاری وجود داشت.

we only have smidgins of time to grab lunch before the afternoon meeting starts.

ما فقط چند قطره وقت داریم تا ناهار بگیریم قبل از شروع جلسه بعدازظهر.

the recipe requires just smidgins of saffron, as the spice is quite potent.

این وصفه فقط چند قطره زعفران نیاز دارد، زیرا این ماده مغذی بسیار قوی است.

his knowledge of french is limited to smidgins of vocabulary picked up from movies.

دانش او در زبان فرانسوی محدود به چند قطره واژگانی است که از فیلم‌ها یاد گرفته است.

the scrape on his knee was minor, leaving only smidgins of blood on the bandage.

زخم روی زانوی او جزئی بود و فقط چند قطره خون روی بندآوری گذاشته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید