snaffle

[ایالات متحده]/ˈsnæfəl/
[بریتانیا]/ˈsnæfəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی لُک برای اسب
vt. با لُک نرم تطبیق دادن؛ به آرامی کشیدن؛ دزدیدن؛ با لُک نرم سبک تطبیق دادن؛ دزدیدن
Word Forms
قسمت سوم فعلsnaffled
زمان گذشتهsnaffled
شکل سوم شخص مفردsnaffles
جمعsnaffles
صفت یا فعل حال استمراریsnaffling

عبارات و ترکیب‌ها

snaffle up

جمع کردن سریع

snaffle it

آن را جمع کن

snaffle away

دور جمع کردن

snaffle some

مقدار کمی جمع کن

snaffle down

به پایین جمع کن

snaffle for

برای جمع کردن

snaffle a deal

یک معامله جمع کن

snaffle the prize

جوایز جمع کن

snaffle the goods

کالاها جمع کن

snaffle the chance

فرصت جمع کن

جملات نمونه

he managed to snaffle the last piece of cake.

او موفق شد آخرین تکه کیک را به دست آورد.

she tried to snaffle a few extra cookies from the jar.

او سعی کرد چند کوکی اضافی از داخل پارچ به دست آورد.

they snaffled the opportunity to travel abroad.

آنها از فرصت سفر به خارج از کشور استفاده کردند.

he always seems to snaffle the best deals.

او همیشه به نظر می رسد که بهترین معاملات را به دست می آورد.

the kids tried to snaffle some toys before bedtime.

بچه ها سعی کردند قبل از خواب چند اسباب بازی به دست آورند.

she managed to snaffle an invitation to the exclusive party.

او موفق شد یک دعوتنامه برای مهمانی انحصاری به دست آورد.

he has a knack for snaffling great stories from people.

او استعداد خاصی در به دست آوردن داستان های خوب از مردم دارد.

they snaffled the last tickets to the concert.

آنها آخرین بلیط های کنسرت را به دست آوردند.

she was quick to snaffle the best seat in the house.

او به سرعت بهترین صندلی خانه را به دست آورد.

he always tries to snaffle the spotlight during meetings.

او همیشه سعی می کند در طول جلسات توجه را به خود جلب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید