snaffle up
جمع کردن سریع
snaffle it
آن را جمع کن
snaffle away
دور جمع کردن
snaffle some
مقدار کمی جمع کن
snaffle down
به پایین جمع کن
snaffle for
برای جمع کردن
snaffle a deal
یک معامله جمع کن
snaffle the prize
جوایز جمع کن
snaffle the goods
کالاها جمع کن
snaffle the chance
فرصت جمع کن
he managed to snaffle the last piece of cake.
او موفق شد آخرین تکه کیک را به دست آورد.
she tried to snaffle a few extra cookies from the jar.
او سعی کرد چند کوکی اضافی از داخل پارچ به دست آورد.
they snaffled the opportunity to travel abroad.
آنها از فرصت سفر به خارج از کشور استفاده کردند.
he always seems to snaffle the best deals.
او همیشه به نظر می رسد که بهترین معاملات را به دست می آورد.
the kids tried to snaffle some toys before bedtime.
بچه ها سعی کردند قبل از خواب چند اسباب بازی به دست آورند.
she managed to snaffle an invitation to the exclusive party.
او موفق شد یک دعوتنامه برای مهمانی انحصاری به دست آورد.
he has a knack for snaffling great stories from people.
او استعداد خاصی در به دست آوردن داستان های خوب از مردم دارد.
they snaffled the last tickets to the concert.
آنها آخرین بلیط های کنسرت را به دست آوردند.
she was quick to snaffle the best seat in the house.
او به سرعت بهترین صندلی خانه را به دست آورد.
he always tries to snaffle the spotlight during meetings.
او همیشه سعی می کند در طول جلسات توجه را به خود جلب کند.
snaffle up
جمع کردن سریع
snaffle it
آن را جمع کن
snaffle away
دور جمع کردن
snaffle some
مقدار کمی جمع کن
snaffle down
به پایین جمع کن
snaffle for
برای جمع کردن
snaffle a deal
یک معامله جمع کن
snaffle the prize
جوایز جمع کن
snaffle the goods
کالاها جمع کن
snaffle the chance
فرصت جمع کن
he managed to snaffle the last piece of cake.
او موفق شد آخرین تکه کیک را به دست آورد.
she tried to snaffle a few extra cookies from the jar.
او سعی کرد چند کوکی اضافی از داخل پارچ به دست آورد.
they snaffled the opportunity to travel abroad.
آنها از فرصت سفر به خارج از کشور استفاده کردند.
he always seems to snaffle the best deals.
او همیشه به نظر می رسد که بهترین معاملات را به دست می آورد.
the kids tried to snaffle some toys before bedtime.
بچه ها سعی کردند قبل از خواب چند اسباب بازی به دست آورند.
she managed to snaffle an invitation to the exclusive party.
او موفق شد یک دعوتنامه برای مهمانی انحصاری به دست آورد.
he has a knack for snaffling great stories from people.
او استعداد خاصی در به دست آوردن داستان های خوب از مردم دارد.
they snaffled the last tickets to the concert.
آنها آخرین بلیط های کنسرت را به دست آوردند.
she was quick to snaffle the best seat in the house.
او به سرعت بهترین صندلی خانه را به دست آورد.
he always tries to snaffle the spotlight during meetings.
او همیشه سعی می کند در طول جلسات توجه را به خود جلب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید