| جمع | snickersnees |
sharp snickersnee
چاقوی تیز
rusty snickersnee
چاقوی زنگ زده
ancient snickersnee
چاقوی باستانی
fancy snickersnee
چاقوی شیک
deadly snickersnee
چاقوی کشنده
gleaming snickersnee
چاقوی براق
hidden snickersnee
چاقوی پنهان
old snickersnee
چاقوی قدیمی
mighty snickersnee
چاقوی قدرتمند
quick snickersnee
چاقوی سریع
he brandished his snickersnee in a dramatic fashion.
او با حالتی نمایشی، اسنیکرنس خود را به اهتزاز درآورد.
the pirate's snickersnee was sharp and gleaming.
اسنیکرنس دزدان دریایی تیز و براق بود.
she used her snickersnee to carve the intricate design.
او از اسنیکرنس خود برای کندن طرح پیچیده استفاده کرد.
in the duel, he drew his snickersnee with confidence.
در دوئل، او با اعتماد به نفس اسنیکرنس خود را بیرون کشید.
the snickersnee was a prized possession among the warriors.
اسنیکرنس در میان جنگجویان یک دارایی ارزشمند بود.
he felt a thrill as he held the snickersnee in his hand.
وقتی اسنیکرنس را در دست گرفت، او هیجان را احساس کرد.
the chef skillfully wielded his snickersnee while preparing the meal.
سرآشپز با مهارت اسنیکرنس خود را در حین تهیه غذا به کار برد.
during the festival, a snickersnee contest took place.
در طول جشنواره، مسابقهای با اسنیکرنس برگزار شد.
he polished his snickersnee until it shone brightly.
او اسنیکرنس خود را تا زمانی که به شدت بدرخشید، صیقل داد.
the old warrior passed down his snickersnee to his son.
جنگجوی پیر اسنیکرنس خود را به پسرش منتقل کرد.
sharp snickersnee
چاقوی تیز
rusty snickersnee
چاقوی زنگ زده
ancient snickersnee
چاقوی باستانی
fancy snickersnee
چاقوی شیک
deadly snickersnee
چاقوی کشنده
gleaming snickersnee
چاقوی براق
hidden snickersnee
چاقوی پنهان
old snickersnee
چاقوی قدیمی
mighty snickersnee
چاقوی قدرتمند
quick snickersnee
چاقوی سریع
he brandished his snickersnee in a dramatic fashion.
او با حالتی نمایشی، اسنیکرنس خود را به اهتزاز درآورد.
the pirate's snickersnee was sharp and gleaming.
اسنیکرنس دزدان دریایی تیز و براق بود.
she used her snickersnee to carve the intricate design.
او از اسنیکرنس خود برای کندن طرح پیچیده استفاده کرد.
in the duel, he drew his snickersnee with confidence.
در دوئل، او با اعتماد به نفس اسنیکرنس خود را بیرون کشید.
the snickersnee was a prized possession among the warriors.
اسنیکرنس در میان جنگجویان یک دارایی ارزشمند بود.
he felt a thrill as he held the snickersnee in his hand.
وقتی اسنیکرنس را در دست گرفت، او هیجان را احساس کرد.
the chef skillfully wielded his snickersnee while preparing the meal.
سرآشپز با مهارت اسنیکرنس خود را در حین تهیه غذا به کار برد.
during the festival, a snickersnee contest took place.
در طول جشنواره، مسابقهای با اسنیکرنس برگزار شد.
he polished his snickersnee until it shone brightly.
او اسنیکرنس خود را تا زمانی که به شدت بدرخشید، صیقل داد.
the old warrior passed down his snickersnee to his son.
جنگجوی پیر اسنیکرنس خود را به پسرش منتقل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید