subtile

[ایالات متحده]/ˈsʌb.taɪl/
[بریتانیا]/ˈsʌb.taɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ظریف; حیله گر; تیزبین; ضعیف

عبارات و ترکیب‌ها

subtile hint

نشانه‌ی ظریف

subtile difference

تفاوت ظریف

subtile art

هنر ظریف

subtile message

پیام ظریف

subtile humor

طنز ظریف

subtile change

تغییر ظریف

subtile approach

رویکرد ظریف

subtile flavor

طعم ظریف

subtile touch

احساس ظریف

subtile balance

تعادل ظریف

جملات نمونه

her subtile humor often goes unnoticed.

طنز ظریف او اغلب نادیده گرفته می‌شود.

he has a subtile way of expressing his thoughts.

او روش ظریفی برای بیان افکار خود دارد.

the artist used subtile colors to create depth.

هنرمند از رنگ‌های ظریف برای ایجاد عمق استفاده کرد.

there was a subtile shift in her tone.

تغییر ظریفی در لحن او وجود داشت.

understanding subtile differences can improve your skills.

درک تفاوت‌های ظریف می‌تواند مهارت‌های شما را بهبود بخشد.

the subtile flavors in the dish were delightful.

طعم‌های ظریف در غذا بسیار دلپذیر بودند.

his subtile approach won him many fans.

رویکرد ظریف او باعث شد طرفداران زیادی به دست آورد.

there is a subtile balance between sweet and salty.

تعادل ظریفی بین شیرین و شور وجود دارد.

she made a subtile suggestion that changed everything.

او پیشنهادی ظریف داد که همه چیز را تغییر داد.

the subtile nuances of the language are fascinating.

ظرافت‌های ظریف زبان بسیار جذاب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید