spitball idea
ایدهپردازی
spitball session
جلسه ایدهپردازی
spitball proposal
پیشنهاد ایدهپردازی
spitball concept
مفهوم ایدهپردازی
spitball discussion
بحث ایدهپردازی
spitball strategy
استراتژی ایدهپردازی
spitball feedback
بازخورد ایدهپردازی
spitball brainstorm
طوفان مغزی
spitball pitch
ارائه ایده
let's spitball some ideas for the project.
بیایید چند ایده برای پروژه مطرح کنیم.
during the meeting, we will spitball potential solutions.
در طول جلسه، راه حل های بالقوه را مطرح خواهیم کرد.
she likes to spitball different marketing strategies.
او دوست دارد استراتژی های بازاریابی مختلف را مطرح کند.
we can spitball a few options before making a decision.
ما می توانیم قبل از تصمیم گیری چند گزینه را مطرح کنیم.
let's spitball some names for the new product.
بیایید چند نام برای محصول جدید مطرح کنیم.
they spent the afternoon spitballing ideas for the event.
آنها بعد از ظهر را صرف مطرح کردن ایده هایی برای رویداد کردند.
we should spitball a few concepts before the final presentation.
ما باید قبل از ارائه نهایی چند مفهوم را مطرح کنیم.
spitballing can lead to unexpected breakthroughs.
طرح کردن ایده می تواند منجر به پیشرفت های غیرمنتظره شود.
it's fun to spitball with friends about future plans.
طرح کردن ایده با دوستان در مورد برنامه های آینده سرگرم کننده است.
spitball idea
ایدهپردازی
spitball session
جلسه ایدهپردازی
spitball proposal
پیشنهاد ایدهپردازی
spitball concept
مفهوم ایدهپردازی
spitball discussion
بحث ایدهپردازی
spitball strategy
استراتژی ایدهپردازی
spitball feedback
بازخورد ایدهپردازی
spitball brainstorm
طوفان مغزی
spitball pitch
ارائه ایده
let's spitball some ideas for the project.
بیایید چند ایده برای پروژه مطرح کنیم.
during the meeting, we will spitball potential solutions.
در طول جلسه، راه حل های بالقوه را مطرح خواهیم کرد.
she likes to spitball different marketing strategies.
او دوست دارد استراتژی های بازاریابی مختلف را مطرح کند.
we can spitball a few options before making a decision.
ما می توانیم قبل از تصمیم گیری چند گزینه را مطرح کنیم.
let's spitball some names for the new product.
بیایید چند نام برای محصول جدید مطرح کنیم.
they spent the afternoon spitballing ideas for the event.
آنها بعد از ظهر را صرف مطرح کردن ایده هایی برای رویداد کردند.
we should spitball a few concepts before the final presentation.
ما باید قبل از ارائه نهایی چند مفهوم را مطرح کنیم.
spitballing can lead to unexpected breakthroughs.
طرح کردن ایده می تواند منجر به پیشرفت های غیرمنتظره شود.
it's fun to spitball with friends about future plans.
طرح کردن ایده با دوستان در مورد برنامه های آینده سرگرم کننده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید