spitballs

[ایالات متحده]/ˈspɪtˌbɔːl/
[بریتانیا]/ˈspɪtˌbɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بدون فکر صحبت کردن\nvi. در بیسبال یک توپ مرطوب پرتاب کردن؛ به طور غیررسمی صحبت کردن\nn. یک توپ کوچک ساخته شده از کاغذ و بزاق؛ یک تکه کاغذ استفاده شده در بیسبال

عبارات و ترکیب‌ها

spitball idea

ایده‌پردازی

spitball session

جلسه ایده‌پردازی

spitball proposal

پیشنهاد ایده‌پردازی

spitball concept

مفهوم ایده‌پردازی

spitball discussion

بحث ایده‌پردازی

spitball strategy

استراتژی ایده‌پردازی

spitball feedback

بازخورد ایده‌پردازی

spitball brainstorm

طوفان مغزی

spitball pitch

ارائه ایده

جملات نمونه

let's spitball some ideas for the project.

بیایید چند ایده برای پروژه مطرح کنیم.

during the meeting, we will spitball potential solutions.

در طول جلسه، راه حل های بالقوه را مطرح خواهیم کرد.

she likes to spitball different marketing strategies.

او دوست دارد استراتژی های بازاریابی مختلف را مطرح کند.

we can spitball a few options before making a decision.

ما می توانیم قبل از تصمیم گیری چند گزینه را مطرح کنیم.

let's spitball some names for the new product.

بیایید چند نام برای محصول جدید مطرح کنیم.

they spent the afternoon spitballing ideas for the event.

آنها بعد از ظهر را صرف مطرح کردن ایده هایی برای رویداد کردند.

we should spitball a few concepts before the final presentation.

ما باید قبل از ارائه نهایی چند مفهوم را مطرح کنیم.

spitballing can lead to unexpected breakthroughs.

طرح کردن ایده می تواند منجر به پیشرفت های غیرمنتظره شود.

it's fun to spitball with friends about future plans.

طرح کردن ایده با دوستان در مورد برنامه های آینده سرگرم کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید