starke

[ایالات متحده]//stɑːrk//
[بریتانیا]//stɑːrk//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ستارک (نام خانوادگی یا نام جایگاه در ایالات متحده)
شکل‌های واژه
صفت تفضیلیstarker
صفت عالیstarkest

جملات نمونه

mr. starke gave a strong speech at the conference yesterday.

آقای استارک در کنفرانس روز گذشته سخنرانی قوی ارائه کرد.

the starke family lives in a beautiful house near the lake.

خانواده استارک در یک خانه زیبایی نزدیک دریا زندگی می کند.

professor starke teaches mathematics at the university.

دکتر استارک ریاضیات را در دانشگاه تدریس می کند.

sarah starke is my best friend since elementary school.

سarah استارک از زمان مدرسه ابتدایی بهترین دوست من است.

the company hired starke as the new chief executive officer.

شرکت استارک را به عنوان مدیرعامل جدید استخدام کرد.

dr. starke published a new book about climate change.

دکتر استارک یک کتاب جدید درباره تغییرات اقلیمی منتشر کرد.

we visited the starke museum during our vacation.

ما در طول تعطیلات به موزه استارک سفر کردیم.

mr. and mrs. starke celebrated their anniversary last week.

آقای و آقازاده استارک هفته گذشته تولد خود را جشن گرفتند.

the starke team won the championship last season.

تیم استارک در فصل گذشته جام را برنده شد.

i read about starke in the newspaper this morning.

من امروز صبح در روزنامه درباره استارک خواندم.

can you introduce me to starke at the party?

آیا می توانید من را در جمع استارک معرفی کنید؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید