staved

[ایالات متحده]/steɪv/
[بریتانیا]/stev/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوار باریک چوب؛ یک پله؛ یک خط شعر؛ یک نت موسیقی
vt. شکستن یا خرد کردن؛ تأخیر کردن؛ سوراخ کردن؛ صاف کردن
vi. به تکه‌ها شکستن؛ نفوذ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

stave off

جلوگيری

stave in

وارد شدن به

stave a barrel

چوب‌گذاری بشکه

stave off hunger

جلوگيری از گرسنگی

broken stave

چوب شکسته

barrel stave

چوب بشکه

stave construction

ساختمان چوبی

wooden stave

چوب

stave drum

درام چوبی

stave church

کلیسای چوبی

جملات نمونه

to stave off hunger/illness

برای جلوگیری از گرسنگی/بیماری

the door was staved in.

در به شدت تخریب شده بود.

The side of the boat was staved in when it hit the rocks.

وقتی به سنگ‌ها برخورد کرد، یک طرف قایق به شدت آسیب دید.

desperate attempts to stave off civil war

تلاش‌های ناامیدانه برای جلوگیری از جنگ داخلی

I bought a pork pie to stave off the munchies.

من یک پای گوشت خوک خریدم تا گرسنگی را دور کنم.

a reassuring presence can stave off a panic attack.

حضور اطمینان بخش می تواند از حمله وحشت جلوگیری کند.

The boat staved in when it struck the rocks.

وقتی به سنگ‌ها برخورد کرد، قایق به شدت آسیب دید.

I staved off jet lag with a bath and an early night.

من با حمام و یک شب زود به خستگی سفر هوایی غلبه کردم.

she fought to stave off the hot tears scalding her eyes.

او برای جلوگیری از جاری شدن اشک‌های سوزاننده در چشمانش جنگید.

The deckhouse has been staved in by the tremendous seas.

خانه عرشه به شدت توسط دریاهای بزرگ آسیب دیده است.

The lost camper staved off death from hunger by eating birds eggs.

اردونشین گم‌شده با خوردن تخم‌مرغ پرندگان، مرگ را از گرسنگی دور کرد.

Or you can use a drawknife to strip the bark and sapwood from each stave (what the bugs love), and seal the back with several coats of shellac.

یا می‌توانید از یک چاقوی کششی برای پوست‌گیری و جدا کردن چوب نرم از هر الو استفاده کنید (چیزی که حشرات دوست دارند) و پشت آن را با چند لایه لاک لاک بپوشانید.

The ark of the testimony, and the staves thereof, and the mercy seat, tabut hukum Allah dengan kayu-kayu pengusungnya dan tutup pendamaian,

تابوت شهادت، و میله های آن، و کفاره، تابوت حکم خدا با چوب های آن و پوشش کفاره.

A violent equinoctial gale had come up, which had first staved in a grating and a porthole on the larboard side, and damaged the foretop-gallant-shrouds;

یک وزش شدید باد خروجی در زمان اعتدال به وجود آمده بود که ابتدا یک دریچه و یک دریچه دید در سمت چپ را از بین برد و آسیب به طناب‌های بالای دکل جلو وارد کرد.

Plainchant or plainsong, the traditional monodic chant of the Catholic Church, still uses a four-line stave, and in earlier music the number of lines used varied.

Plainchant یا plainsong، سرود مونوئیدیک سنتی کلیسای کاتولیک، هنوز از یک خطوط چهارگانه استفاده می‌کند و در موسیقی‌های اولیه، تعداد خطوط مورد استفاده متفاوت بود.

Leaf doors with vertical staves and inner drawer. Structure in oak, top in marble or veener. Can be fixed to the wall or put on the floor with metal feets.

درهای برگ‌دار با الوهای عمودی و کشوی داخلی. ساختار از چوب بلوط، رویه از مرمر یا روکش. قابل نصب روی دیوار یا قرار دادن روی زمین با پایه‌های فلزی.

TPCO Iron-making Subsidiary adopts a stoppage method of dropping the stock level with vacant stockline to expose the staves inside the blast furnace in order to replace the damaged ones.

شرکت فرعی تولید آهن TPCO یک روش توقف را با کاهش سطح موجودی با خط موجودی خالی برای قرار دادن الوها در داخل کوره بلند به منظور جایگزینی الوهای آسیب دیده، اتخاذ می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید