steepest

[ایالات متحده]/[ˈstiːpɪst]/
[بریتانیا]/[ˈstiːpɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بزرگترین درجه؛ نزدیکترین به عمودی؛ بیشترین مقدار یا وسعت.
adv. به بزرگترین درجه؛ بسیار تند.

عبارات و ترکیب‌ها

steepest climb

شیب تندترین

steepest price

گران‌ترین قیمت

steepest slope

شیب تندترین

steepest increase

افزایش شدیدترین

steepest rise

بالاترین افزایش

steepest gradient

شیب تندترین

steepest point

تیغه‌ترین نقطه

steepest section

بخش تندترین

steepest angle

زاویه تندترین

steepest curve

منحنی تندترین

جملات نمونه

the mountain path had the steepest incline i'd ever seen.

مسیر کوهستانی شیب تندترین را داشت که تا آن زمان دیده بودم.

the stock market experienced a steepest decline in years.

بازار سهام در طول سال‌ها کاهش شدیدتری را تجربه کرد.

the steepest part of the hike was near the summit.

شیب‌ترین قسمت پیاده‌روی نزدیک قله بود.

the learning curve can be steepest at the beginning.

منحنی یادگیری می‌تواند در ابتدا شیب‌دارترین باشد.

the steepest price increase was for premium products.

بیشترین افزایش قیمت برای محصولات ممتاز بود.

the steepest drop in temperature occurred overnight.

ناگهانی‌ترین کاهش دما در طول شب رخ داد.

the steepest competition is in the tech industry.

سخت‌ترین رقابت در صنعت فناوری است.

the steepest rise in unemployment was last quarter.

بیشترین افزایش بیکاری در سه ماهه گذشته بود.

the steepest gradient on the road was a challenge.

شیب‌ترین گرادیان در جاده یک چالش بود.

the steepest penalty for that offense is a fine.

سنگین‌ترین مجازات برای آن تخلف جریمه است.

the steepest climb was towards the end of the race.

سخت‌ترین صعود به سمت انتهای مسابقه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید