steerer

[ایالات متحده]/ˈstiːrə(r)/
[بریتانیا]/ˈstɪrər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.1. شخصی که وسیله نقلیه، کشتی یا هواپیما را هدایت یا کنترل می‌کند؛
2. (آمریکایی، غیررسمی) شخصی که دیگران را به کازینوها، روسری‌ها یا عملیات فریبنده جذب می‌کند.
Word Forms
جمعsteerers

عبارات و ترکیب‌ها

the steerer

راننده

skilled steerer

راننده ماهر

expert steerer

راننده متخصص

experienced steerer

راننده با تجربه

professional steerer

راننده حرفه‌ای

young steerer

راننده جوان

old steerer

راننده پیر

steady steerer

راننده ثابت قدم

main steerer

راننده اصلی

chief steerer

راننده ارشد

جملات نمونه

the bicycle mechanic inspected the steerer tube for any signs of damage.

مکانیک دوچرخه لوله فرمان را برای هرگونه علائم آسیب بررسی کرد.

a skilled steerer can navigate the boat through treacherous waters with ease.

یک هدایتگر ماهر می‌تواند به راحتی قایق را از طریق آب‌های خطرناک هدایت کند.

the steerer bearing needs regular lubrication to function smoothly.

برای عملکرد روان، بلبرینگ هدایتگر به روانکاری منظم نیاز دارد.

new cyclists should learn proper steerer control techniques.

دوچرخه‌سواران جدید باید تکنیک‌های کنترل مناسب هدایتگر را یاد بگیرند.

the ship's steerer maintained a steady course despite the storm.

هدایتگر کشتی با وجود طوفان، مسیر ثابتی را حفظ کرد.

professional steerers compete in high-stakes rowing competitions.

هدایتگران حرفه‌ای در مسابقات پارویی پرمخاطره رقابت می‌کنند.

the motorcycle's steering responsiveness depends on the steerer assembly.

واکنش فرمان موتورسیکلت به مونتاژ هدایتگر بستگی دارد.

an experienced steerer anticipates currents and adjusts accordingly.

یک هدایتگر با تجربه جریان‌ها را پیش‌بینی می‌کند و بر این اساس تنظیم می‌کند.

the steerer mechanism on this boat is remarkably precise.

مکانیسم هدایتگر در این قایق به طرز چشمگیری دقیق است.

young sailors train for years to become competent steerers.

ملوانان جوان سال‌ها برای تبدیل شدن به هدایتگران توانمند آموزش می‌بینند.

the bicycle's steerer was bent after the accident.

لوله فرمان دوچرخه پس از حادثه خم شده بود.

a confident steerer rarely second-guesses their decisions on water.

یک هدایتگر مطمئن به ندرت تصمیمات خود را در آب زیر سوال می‌برد.

the team replaced the worn steerer fork on the mountain bike.

تیم چنگال هدایتگر فرسوده را در دوچرخه کوهستانی تعویض کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید