| جمع | stoopers |
the stooper bent down to pick up the lucky coin.
چرخزن پایین آمد تا سکهی شانس را جمع کند.
a dedicated stooper can find valuable items on the street.
یک چرخزن وفادار میتواند در خیابان اشیاء ارزشمند پیدا کند.
being a stooper requires patience and a sharp eye.
بودن یک چرخزن نیاز به صبر و چشم تیز دارد.
the elderly stooper searched the gutter for dropped change.
چرخزن سالمند در کف خیابان به دنبال پولهای افتاده بود.
some gamblers become a stooper to find discarded tickets.
برخی بازیگران بازی به عنوان چرخزن میشوند تا بلیطهای ریخته شده را پیدا کنند.
the stooper walked slowly along the sidewalk scanning the ground.
چرخزن به آرامی در کنار پیادهرو پیاده میرفت و زمین را اسکن میکرد.
we watched the stooper collect recyclable bottles from the trash.
ما چرخزن را در حال جمعآوری لیوانهای بازیافتی از زباله دیدیم.
the professional stooper made a living by finding lost odds.
چرخزن حرفهای با یافتن شانسهای گم شده زندگی میکرد.
every morning, the stooper checks the park for loose change.
هر صبح چرخزن پارک را برای پیدا کردن پولهای افتاده بررسی میکرد.
the racetrack stooper looks for winning tickets thrown away by mistake.
چرخزن مدار بیابان به دنبال بلیطهای برندهای میگردد که اشتباه ریخته شدهاند.
he felt like a stooper gathering scraps of information.
او احساس میکرد مانند یک چرخزن است که اطلاعات گوشهای را جمع میکند.
the stooper bent down to pick up the lucky coin.
چرخزن پایین آمد تا سکهی شانس را جمع کند.
a dedicated stooper can find valuable items on the street.
یک چرخزن وفادار میتواند در خیابان اشیاء ارزشمند پیدا کند.
being a stooper requires patience and a sharp eye.
بودن یک چرخزن نیاز به صبر و چشم تیز دارد.
the elderly stooper searched the gutter for dropped change.
چرخزن سالمند در کف خیابان به دنبال پولهای افتاده بود.
some gamblers become a stooper to find discarded tickets.
برخی بازیگران بازی به عنوان چرخزن میشوند تا بلیطهای ریخته شده را پیدا کنند.
the stooper walked slowly along the sidewalk scanning the ground.
چرخزن به آرامی در کنار پیادهرو پیاده میرفت و زمین را اسکن میکرد.
we watched the stooper collect recyclable bottles from the trash.
ما چرخزن را در حال جمعآوری لیوانهای بازیافتی از زباله دیدیم.
the professional stooper made a living by finding lost odds.
چرخزن حرفهای با یافتن شانسهای گم شده زندگی میکرد.
every morning, the stooper checks the park for loose change.
هر صبح چرخزن پارک را برای پیدا کردن پولهای افتاده بررسی میکرد.
the racetrack stooper looks for winning tickets thrown away by mistake.
چرخزن مدار بیابان به دنبال بلیطهای برندهای میگردد که اشتباه ریخته شدهاند.
he felt like a stooper gathering scraps of information.
او احساس میکرد مانند یک چرخزن است که اطلاعات گوشهای را جمع میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید