stradling

[ایالات متحده]/ˈstrædlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstrædlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. Stradling (نام شخصی)
v. صفت مفعولی از straddle؛ نشستن یا ایستادن با پاها به دو طرف چیزی
شکل‌های واژه

جملات نمونه

he was straddling the fence, unable to decide which side to support.

او در حالی که روی گریل قرار داشت، نمی‌توانست تصمیم بگیرد که کدام طرف را حمایت کند.

the child was straddling the bicycle, trying to keep her balance.

کودک در حالی که روی دوچرخه قرار داشت، سعی می‌کرد تعادل خود را حفظ کند.

she was straddling two different careers, working as both an actress and a doctor.

او در حالی که دو حرفه مختلف را به‌طور همزمان داشت، به‌عنوان هم یک بازیگر و هم یک پزشک کار می‌کرد.

the company is straddling the line between luxury and affordability.

شرکت در حالی که بین لوکس و قیمت مناسب قرار دارد.

he was straddling the divide between tradition and modernity.

او در حالی که بین سنت و مدرنیته قرار داشت.

the cat was straddling the narrow wall, looking down at the garden.

گربه در حالی که روی دیوار باریک قرار داشت، به سمت باغ نگاه می‌کرد.

they are straddling multiple markets to maximize their reach.

آن‌ها در حالی که بازارهای متعددی را به‌طور همزمان پوشش می‌دهند تا دامنه خود را بیشترین ممکن کنند.

she was straddling the chair backwards, watching the game.

او در حالی که به‌طور معکوس روی صندلی قرار داشت، بازی را مشاهده می‌کرد.

the politician was straddling the issue, giving vague answers.

سیاستمدار در حالی که مساله را به‌طور غامض پاسخ می‌داد، از بین می‌رفت.

he was straddling the log, trying to cross the stream.

او در حالی که روی چوب قرار داشت، سعی می‌کرد رودخانه را عبور کند.

the brand is straddling the gap between online and offline retail.

این برند در حالی که فاصله بین فروش آنلاین و فیزیکی را پر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید