subjectly

[ایالات متحده]/səbˈdʒektli/
[بریتانیا]/səbˈdʒektli/

ترجمه

adv. به روشی ذهنی؛ از یک دیدگاه شخصی یا فردی به جای در نظر گرفتن عینی.

جملات نمونه

the decision was made subjectively based on personal preferences rather than objective criteria.

تصمیم به صورت ذهنی بر اساس ترجیحات شخصی و نه معیارهای عینی اتخاذ شد.

critics often judge art subjectively, allowing their own experiences to influence their reviews.

منتقدان اغلب هنر را به صورت ذهنی قضاوت می‌کنند و به تجربیات خود اجازه می‌دهند بر نظراتشان تأثیر بگذارند.

she subjectively interpreted the ambiguous poem according to her emotional state.

او شعر مبهم را با توجه به حالت احساسی خود به صورت ذهنی تفسیر کرد.

the jury was instructed not to evaluate the evidence subjectively but impartially.

به هیئت منصفه دستور داده شد که شواهد را به صورت ذهنی بلکه بی‌طرفانه ارزیابی نکند.

research findings are often interpreted subjectively by scientists who have vested interests.

یافته‌های تحقیقاتی اغلب توسط دانشمندان که منافع خود را دارند به صورت ذهنی تفسیر می‌شوند.

we tend to judge our own abilities subjectively, sometimes overestimating our skills.

ما معمولاً تمایل داریم توانایی‌های خود را به صورت ذهنی قضاوت کنیم و گاهی اوقات مهارت‌های خود را بیش از حد تخمین بزنیم.

the historian subjectively selected which events to emphasize in the narrative.

تاریخ‌نگار به صورت ذهنی انتخاب کرد که کدام رویدادها را در روایت برجسته کند.

beauty standards vary subjectively across different cultures and time periods.

استانداردهای زیبایی به صورت ذهنی در فرهنگ‌ها و دوره‌های زمانی مختلف متفاوت است.

he subjectively ranked the restaurants, placing his favorite at the top.

او رستوران‌ها را به صورت ذهنی رتبه‌بندی کرد و مورد علاقه خود را در صدر قرار داد.

performance reviews can be subjectively biased if managers let personal feelings affect evaluations.

بررسی عملکرد می‌تواند به صورت ذهنی مغرضانه باشد اگر مدیران اجازه دهند احساسات شخصی بر ارزیابی‌ها تأثیر بگذارد.

the witness subjectively described the suspect, focusing on features that matched her biases.

شهود مظنون را به صورت ذهنی توصیف کرد و بر ویژگی‌هایی تمرکز کرد که با تعصبات او مطابقت داشت.

each reader subjectively connects with literature through their unique life experiences.

هر خواننده از طریق تجربیات زندگی منحصر به فرد خود به صورت ذهنی با ادبیات ارتباط برقرار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید