subrogate

[ایالات متحده]/ˈsʌb.rə.ɡeɪt/
[بریتانیا]/ˈsʌb.rə.ɡeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جایگزینی دیگری؛ جانشینی
vt. جایگزین کردن یا جانشین کردن یک شخص یا چیز به جای دیگری
Word Forms
قسمت سوم فعلsubrogated
زمان گذشتهsubrogated
شکل سوم شخص مفردsubrogates
صفت یا فعل حال استمراریsubrogating

عبارات و ترکیب‌ها

subrogate rights

انتقال حقوق

subrogate claims

انتقال مطالبات

subrogate obligations

انتقال تعهدات

subrogate interests

انتقال منافع

subrogate debts

انتقال بدهی‌ها

subrogate payments

انتقال پرداخت‌ها

subrogate benefits

انتقال مزایا

subrogate insurers

انتقال بیمه‌گران

subrogate agreements

انتقال توافقات

subrogate actions

انتقال اقدامات

جملات نمونه

the insurance company will subrogate its rights after paying the claim.

شرکت بیمه پس از پرداخت خسارت، حق خود را برای جایگزینی اعمال خواهد کرد.

they decided to subrogate the debt to recover their losses.

آنها تصمیم گرفتند بدهی را برای جبران خسارت‌های خود جایگزین کنند.

after the accident, the insurer will subrogate against the responsible party.

پس از حادثه، شرکت بیمه در برابر شخص مسئول حق خود را برای جایگزینی اعمال خواهد کرد.

the contract included a clause on the right to subrogate.

قرارداد شامل بندی در مورد حق جایگزینی بود.

subrogating the claim helped the company recover some of its costs.

جایگزینی ادعا به شرکت کمک کرد تا بخشی از هزینه‌های خود را جبران کند.

the insurer has the right to subrogate once it compensates the insured.

شرکت بیمه پس از جبران خسارت بیمه‌شده، حق دارد حق خود را برای جایگزینی اعمال کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید