suiting

[ایالات متحده]/ˈsuːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsuːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه‌ای که برای دوخت کت و شلوار استفاده می‌شود؛ ماده‌ای برای کت و شلوار

عبارات و ترکیب‌ها

suiting up

پوشیدن لباس

suiting style

سبک دوخت و دوز

suiting fabric

پارچه دو و دوز

suiting choices

انتخاب‌های دو و دوز

suiting fit

اندازه دو و دوز

suiting options

گزینه‌های دو و دوز

suiting design

طراحی دو و دوز

suiting accessories

لوازم جانبی دو و دوز

suiting trends

روندهای دو و دوز

suiting colors

رنگ‌های دو و دوز

جملات نمونه

she wore a dress suiting the occasion perfectly.

او لباسی پوشید که کاملاً با مناسبت همخوانی داشت.

the job requires skills suiting the industry standards.

این شغل نیازمند مهارت‌هایی است که با استانداردهای صنعت مطابقت دارد.

we need to find a solution suiting everyone's needs.

ما باید راه حلی پیدا کنیم که نیازهای همه را برآورده کند.

his personality is suiting for a leadership role.

شخصیت او برای یک نقش رهبری مناسب است.

they chose a venue suiting their budget.

آنها مکانی را انتخاب کردند که با بودجه آنها مطابقت داشت.

she has a talent suiting her career path.

او استعدادهایی دارد که با مسیر شغلی او مطابقت دارد.

the color of the walls is suiting the overall design.

رنگ دیوارها با طراحی کلی مطابقت دارد.

he found a hobby suiting his interests.

او سرگرمی مناسب علایق خود را پیدا کرد.

they are looking for a partner suiting their values.

آنها به دنبال شریکی هستند که با ارزش های آنها مطابقت داشته باشد.

the film has themes suiting a younger audience.

فیلم دارای مضمونی است که برای مخاطبان جوان مناسب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید