sundering

[ایالات متحده]/ˈsʌndərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsʌndərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل جداسازی یا تقسیم

عبارات و ترکیب‌ها

sundering silence

شکستن سکوت

sundering storm

شکستن طوفان

sundering pain

شکستن درد

sundering conflict

شکستن درگیری

sundering break

شکستن گسست

sundering divide

شکستن تقسیم

sundering rift

شکستن شکاف

sundering doubt

شکستن تردید

sundering fate

شکستن سرنوشت

sundering bond

شکستن پیوند

جملات نمونه

the sundering of their friendship was unexpected.

جدایی ناگهانی دوستی آن‌ها غیرمنتظره بود.

the sundering of the country led to years of conflict.

تجزیه کشور منجر به سال‌ها جنگ شد.

she felt a deep sadness at the sundering of their bond.

او در جدایی پیوند آن‌ها غم عمیقی احساس کرد.

the sundering of the alliance was a turning point.

تجزیه اتحاد یک نقطه عطف بود.

many feared the sundering of the community would lead to isolation.

بسیاری از مردم از جدا شدن جامعه و منجر شدن آن به انزوا می‌ترسیدند.

the novel explores the sundering of family ties.

این رمان به بررسی از هم پاشیدگی روابط خانوادگی می‌پردازد.

his actions resulted in the sundering of their partnership.

اقدامات او منجر به از هم پاشیدگی مشارکت آن‌ها شد.

the sundering of traditions can impact cultural identity.

تجزیه سنت‌ها می‌تواند بر هویت فرهنگی تأثیر بگذارد.

they worked hard to prevent the sundering of their team.

آن‌ها سخت تلاش کردند تا از جدا شدن تیمشان جلوگیری کنند.

the sundering of the landscape was caused by urban development.

تجزیه چشم‌انداز ناشی از توسعه شهری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید