superviser

[ایالات متحده]/ˈsuːpəvaɪzə/
[بریتانیا]/ˈsuːpərvaɪzər/

ترجمه

n. سرپرست، ناظر، مسئول (کسی که بر کار، عملکرد یا بهره‌برداری دیگران نظارت می‌کند)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

direct superviser

سرپرست مستقیم

my superviser

سرپرست من

the superviser

سرپرست

superviser position

موقعیت سرپرست

superviser role

نقش سرپرست

supervisers meeting

جلسه سرپرستان

call superviser

تماس با سرپرست

ask superviser

سوال از سرپرست

جملات نمونه

my direct supervisor approved my vacation request for next month.

مدیر مستقیم من درخواست مرخصی من را برای ماه آینده تایید کرد.

you should discuss this issue with your immediate supervisor before taking any action.

قبل از هرگونه اقدام، باید این موضوع را با سرپرست مستقیم خود مطرح کنید.

the shift supervisor assigned me to work on the night shift this week.

سرپرست شیفت این هفته به من وظیفه کار در شیفت شب را محول کرد.

our project supervisor regularly checks our progress and provides feedback.

سرپرست پروژه به طور منظم پیشرفت ما را بررسی می‌کند و بازخورد ارائه می‌دهد.

the site supervisor conducted a safety inspection this morning.

سرپرست محل صبح امروز یک بازرسی ایمنی انجام داد.

i need to get my supervisor's signature on these documents before submitting them.

من باید قبل از ارسال این مدارک، امضای سرپرست خود را روی آنها دریافت کنم.

the floor supervisor coordinates the workflow between different teams.

سرپرست طبقه جریان کاری بین تیم‌های مختلف را هماهنگ می‌کند.

she has been promoted to department supervisor after five years of hard work.

پس از پنج سال تلاش سخت، او به سرپرست بخش ارتقا یافت.

the store supervisor handles customer complaints and ensures satisfaction.

سرپرست فروشگاه رسیدگی به شکایات مشتریان و اطمینان از رضایت آنها را بر عهده دارد.

our new training program helps first-time supervisors develop essential management skills.

برنامه آموزشی جدید ما به سرپرستان جدید کمک می‌کند تا مهارت‌های مدیریتی ضروری را توسعه دهند.

the production supervisor monitors the manufacturing process to maintain quality standards.

سرپرست تولید فرآیند تولید را برای حفظ استانداردهای کیفیت نظارت می‌کند.

please contact your supervisor if you have any questions about the new policy.

اگر در مورد سیاست جدید سؤالی دارید، لطفاً با سرپرست خود تماس بگیرید.

the security supervisor patrols the building every hour to ensure safety.

سرپرست امنیت برای اطمینان از ایمنی، هر ساعت در ساختمان گشت می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید