switch-off

[ایالات متحده]/[swɪtʃ ɒf]/
[بریتانیا]/[swɪtʃ ɒf]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل خاموش کردن چیزی؛ وسیله‌ای برای خاموش کردن چیزی.
v. خاموش کردن چیزی؛ از کار افتادن؛ قطع اتصال از منبع تغذیه.

عبارات و ترکیب‌ها

switch-off time

زمان خاموش کردن

switch-off device

دستگاه خاموش

switch-off button

دکمه خاموش کردن

switch-off power

خاموش کردن برق

switch-off now

حالا خاموش کن

switch-off function

عملکرد خاموش کردن

switch-off completely

کاملاً خاموش

switch-off system

سیستم خاموش

جملات نمونه

please switch-off your mobile phone during the film.

لطفاً در حین فیلم، تلفن همراه خود را خاموش کنید.

remember to switch-off the lights before leaving.

به یاد داشته باشید قبل از ترک کردن، چراغ‌ها را خاموش کنید.

he quickly tried to switch-off the faulty machine.

او به سرعت سعی کرد دستگاه معیوب را خاموش کند.

could you switch-off the television, please?

می‌توانید لطفاً تلویزیون را خاموش کنید؟

the automatic system will switch-off the sprinklers at sunset.

سیستم خودکار در هنگام غروب آفتاب، آبپاش‌ها را خاموش می‌کند.

we need to switch-off the power supply to the area.

ما باید برق منطقه را خاموش کنیم.

the pilot instructed us to switch-off our engines.

خلبان دستور داد موتورهای خود را خاموش کنیم.

don't forget to switch-off the iron after use.

فراموش نکنید بعد از استفاده اتو را خاموش کنید.

the security system will automatically switch-off after hours.

سیستم امنیتی پس از ساعات کاری به طور خودکار خاموش می‌شود.

the engineer needs to switch-off the circuit breaker.

مهندس باید کلید قطع کننده را خاموش کند.

the program will switch-off the computer after an hour.

برنامه بعد از یک ساعت کامپیوتر را خاموش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید