symbiotically linked
به هم وابسته
living symbiotically
به صورت همزیستی زندگی کردن
symbiotically evolving
به صورت همزیستی در حال تکامل
symbiotically interacting
به صورت همزیستی تعامل کردن
symbiotically dependent
به هم وابسته
symbiotically benefiting
به صورت همزیستی سود بردن
the algae and fungi live symbiotically, benefiting from each other's presence.
جلبکها و قارچها به صورت همزیستی زندگی میکنند و از حضور یکدیگر بهرهمند میشوند.
the two companies worked symbiotically to develop a new product line.
شرکتهای دوگانه به صورت همزیستی برای توسعه خط تولید جدید همکاری کردند.
humans and their gut bacteria exist symbiotically, aiding digestion and immunity.
انسانها و باکتریهای روده آنها به صورت همزیستی وجود دارند و به هضم و ایمنی کمک میکنند.
the coral reefs thrive symbiotically with the algae that live within them.
جزایر مرجانی با جلبکهایی که در آنها زندگی میکنند، به صورت همزیستی رشد میکنند.
the two departments collaborated symbiotically, sharing resources and expertise.
دو بخش به صورت همزیستی با یکدیگر همکاری کردند و منابع و تخصص خود را به اشتراک گذاشتند.
the artist and musician performed symbiotically, creating a unique and immersive experience.
هنرمند و نوازنده به صورت همزیستی اجرا کردند و تجربهای منحصر به فرد و فراگیر ایجاد کردند.
the predator and prey species evolved symbiotically, shaping each other's characteristics.
گونههای شکارچی و شکار شده به صورت همزیستی تکامل یافتند و ویژگیهای یکدیگر را شکل دادند.
the software and hardware functioned symbiotically, delivering optimal performance.
نرمافزار و سختافزار به صورت همزیستی کار کردند و عملکرد بهینهای ارائه دادند.
the government and the private sector must work symbiotically to address climate change.
دولت و بخش خصوصی باید برای مقابله با تغییرات آب و هوایی به صورت همزیستی کار کنند.
the plant and the pollinator evolved symbiotically, ensuring both species' survival.
گیاه و گردهافشان به صورت همزیستی تکامل یافتند و بقای هر دو گونه را تضمین کردند.
the research team operated symbiotically, pooling their knowledge for a breakthrough.
گروه تحقیقاتی به صورت همزیستی فعالیت کرد و دانش خود را برای یک پیشرفت جمعآوری کرد.
symbiotically linked
به هم وابسته
living symbiotically
به صورت همزیستی زندگی کردن
symbiotically evolving
به صورت همزیستی در حال تکامل
symbiotically interacting
به صورت همزیستی تعامل کردن
symbiotically dependent
به هم وابسته
symbiotically benefiting
به صورت همزیستی سود بردن
the algae and fungi live symbiotically, benefiting from each other's presence.
جلبکها و قارچها به صورت همزیستی زندگی میکنند و از حضور یکدیگر بهرهمند میشوند.
the two companies worked symbiotically to develop a new product line.
شرکتهای دوگانه به صورت همزیستی برای توسعه خط تولید جدید همکاری کردند.
humans and their gut bacteria exist symbiotically, aiding digestion and immunity.
انسانها و باکتریهای روده آنها به صورت همزیستی وجود دارند و به هضم و ایمنی کمک میکنند.
the coral reefs thrive symbiotically with the algae that live within them.
جزایر مرجانی با جلبکهایی که در آنها زندگی میکنند، به صورت همزیستی رشد میکنند.
the two departments collaborated symbiotically, sharing resources and expertise.
دو بخش به صورت همزیستی با یکدیگر همکاری کردند و منابع و تخصص خود را به اشتراک گذاشتند.
the artist and musician performed symbiotically, creating a unique and immersive experience.
هنرمند و نوازنده به صورت همزیستی اجرا کردند و تجربهای منحصر به فرد و فراگیر ایجاد کردند.
the predator and prey species evolved symbiotically, shaping each other's characteristics.
گونههای شکارچی و شکار شده به صورت همزیستی تکامل یافتند و ویژگیهای یکدیگر را شکل دادند.
the software and hardware functioned symbiotically, delivering optimal performance.
نرمافزار و سختافزار به صورت همزیستی کار کردند و عملکرد بهینهای ارائه دادند.
the government and the private sector must work symbiotically to address climate change.
دولت و بخش خصوصی باید برای مقابله با تغییرات آب و هوایی به صورت همزیستی کار کنند.
the plant and the pollinator evolved symbiotically, ensuring both species' survival.
گیاه و گردهافشان به صورت همزیستی تکامل یافتند و بقای هر دو گونه را تضمین کردند.
the research team operated symbiotically, pooling their knowledge for a breakthrough.
گروه تحقیقاتی به صورت همزیستی فعالیت کرد و دانش خود را برای یک پیشرفت جمعآوری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید