synchronies

[ایالات متحده]/[ˈsɪŋkrəniːz]/
[بریتانیا]/[ˈsɪŋkrəniːz]/

ترجمه

n. حال یا نمونه‌ای از وقایعی که همزمان رخ می‌دهند؛ اقدام هماهنگ رویدادهای همزمان؛ مجموعه‌ای از رویدادهایی که همزمان اتفاق می‌افتند.

عبارات و ترکیب‌ها

synchronies occurred

وقایع همزمان

analyzing synchronies

تجزیه و تحلیل همزمان‌ها

detecting synchronies

تشخیص همزمان‌ها

synchronies between

بین همزمان‌ها

multiple synchronies

چندین همزمان

synchrony patterns

الگوهای همزمانی

synchrony analysis

تجزیه و تحلیل همزمانی

identifying synchronies

شناسایی همزمان‌ها

synchrony data

اطلاعات همزمانی

synchronies exist

همزمان‌ها وجود دارند

جملات نمونه

we observed striking synchronies between the lunar cycle and women's menstrual cycles.

ما همزمانی‌های چشمگیری بین چرخه ماه و چرخه‌های قاعدگی زنان مشاهده کردیم.

the film cleverly used visual synchronies to enhance the emotional impact of the scene.

فیلم به طرز هوشمندانه‌ای از همزماني‌های بصری برای افزایش تاثیر عاطفی صحنه استفاده کرد.

researchers are investigating potential synchronies in brain activity across different individuals.

محققان در حال بررسی همزماني‌های بالقوه در فعالیت مغز در افراد مختلف هستند.

the dancers' movements demonstrated a remarkable synchrony, creating a beautiful visual effect.

حرکات رقصندگان، همزمانی قابل توجهی را نشان داد و جلوه‌ای بصری زیبا ایجاد کرد.

the composer sought to create musical synchronies that reflected the poem's themes.

آهنگساز به دنبال ایجاد همزماني‌های موسیقیایی بود که بازتاب‌کننده مضامین شعر باشد.

analyzing historical events revealed unexpected synchronies with current geopolitical trends.

تجزیه و تحلیل وقایع تاریخی، همزماني‌های غیرمنتظره‌ای با روندهای ژئوپلیتیکی کنونی نشان داد.

the team aimed to establish synchronies in their workflow to improve project efficiency.

تیم هدف خود را ایجاد همزماني در گردش کار خود برای بهبود کارایی پروژه قرار داد.

the speaker highlighted the synchronies between the two leaders' political ideologies.

سخنرانی همزماني‌ها بین ایدئولوژی‌های سیاسی دو رهبر را برجسته کرد.

the study explored the synchronies between economic indicators and consumer behavior.

مطالعه همزماني‌ها بین شاخص‌های اقتصادی و رفتار مصرف‌کننده را بررسی کرد.

the artist used light and shadow to create visual synchronies within the sculpture.

هنرمند از نور و سایه برای ایجاد همزماني‌های بصری در داخل مجسمه استفاده کرد.

the software allows users to establish synchronies between their devices for seamless data access.

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد تا همزماني‌ها را بین دستگاه‌های خود برای دسترسی یکپارچه به داده‌ها ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید