tackiest

[ایالات متحده]/[ˈtækiːst]/
[بریتانیا]/[ˈtækiːst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشترین کمبود در طعم خوب یا سبک؛ گاریش؛ مربوط به یا ویژگی گردنده‌گی.

عبارات و ترکیب‌ها

tackiest shoes

جوراب‌های بسیار نامناسب

tackiest outfit

پوشاک بسیار نامناسب

so tacky!

بسیار نامناسب!

tackiest decor

زیبایی‌های بسیار نامناسب

being tacky

نامناسب بودن

tackiest ever

نامناسب‌ترین هرگز

find it tacky

آن را نامناسب می‌یابد

tacky taste

چشیدن نامناسب

tackiest jewelry

جواهرات بسیار نامناسب

awfully tacky

بسیار نامناسب

جملات نمونه

the hotel lobby was the tackiest place i’d ever seen, all gold and velvet.

لابی هتل جایی بسیار سرگرم کننده بود، پر از طلا و چرم.

he wore a bright pink suit with a leopard-print tie – the tackiest outfit ever!

او یک پیراهن رنگ صورتی روشن و کمربند چاپ جانوری داشت - لباس بسیار سرگرم کننده ای!

their wedding reception was filled with cheesy decorations and the tackiest centerpieces imaginable.

جشن تکریم ازدواج آنها با دکوراسیون‌های بسیار سرگرم کننده و میزهای میانی بسیار سرگرم کننده پر شده بود.

i couldn't believe she bought a rhinestone-encrusted phone case – so tacky!

من باورم نمی‌کردم که او یک کیف پرچم میخ‌های روشن خرید - چقدر سرگرم کننده!

the souvenir shop sold the tackiest keychains and snow globes i’ve ever encountered.

مغازه یادبودها کلیدهای چرخ و گلوله‌های برفی بسیار سرگرم کننده‌ای را به فروش می‌رساند که تا به حال دیده بودم.

he tried to impress her with a flashy car, but it just came across as tacky.

او سعی کرد با یک ماشینی که زیاد شیک بود، او را مجذوب کند، اما این باعث شد که به عنوان چیزی سرگرم کننده درآید.

the restaurant's decor was overly ornate and undeniably tacky.

دکوراسیون رستوران بسیار زیبایی بود و به طور قطع سرگرم کننده بود.

she accessorized her dress with a giant plastic bow – the tackiest accessory ever.

او لباس خود را با یک گردن بند پلاستیکی بزرگ تزیین کرد - بهترین لوازم سرگرم کننده.

the neon sign above the bar was bright, loud, and incredibly tacky.

نیشان نئون بالای بار روشن، بلند و بسیار سرگرم کننده بود.

he gifted her a giant, glittery heart – a truly tacky gesture.

او یک قلب بزرگ و لامinate به او هدیه داد - یک حرکت واقعاً سرگرم کننده.

the vacation rental had a distinctly tacky, 80s-inspired aesthetic.

اجاره‌ی اجاره‌ای با یک جذابیت بسیار سرگرم کننده و الهام گرفته از دهه 80 داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید