tarnishment

[ایالات متحده]/ˈtɑːnɪʃmənt/
[بریتانیا]/ˈtɑːrnɪʃmənt/

ترجمه

n. عمل بی‌ارزش یا مشهور ساختن؛ حالت کدر شدن (tarnished).

عبارات و ترکیب‌ها

prevent tarnishment

Persian_translation

suffer tarnishment

Persian_translation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید