tergiversator

[ایالات متحده]/tɜːˈdʒɪvəseɪtər/
[بریتانیا]/tɚˈdʒɪvərˌseɪtər/

ترجمه

n. کسی که ترگیوراس می‌کند؛ فردی که از زبان مبهم برای پرهیز از حقیقت یا اجتناب از تعهد استفاده می‌کند؛ یک شخص متردود یا پرهیزگار.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

a tergiversator

تغییرگر

political tergiversator

تغییرگر سیاسی

chronic tergiversator

تغییرگر مزمن

the tergiversator

تغییرگر

known tergiversator

تغییرگر شناخته شده

tergiversators

تغییرگران

pathological tergiversator

تغییرگر بیماری زا

skilled tergiversator

تغییرگر ماهر

experienced tergiversator

تغییرگر تجربه‌دار

professional tergiversator

تغییرگر حرفه‌ای

جملات نمونه

the politician proved to be a notorious tergiversator during the corruption scandal.

سیاستمدار در پروانه فساد به عنوان یک ترگیوراتور مشهور ثابت شد.

even his closest allies suspected him of being a habitual tergiversator.

حتی نزدیکترین هم‌السیاسی‌های او او را یک ترگیوراتور معمولی می‌دانستند.

as a professional tergiversator, she always found ways to avoid direct answers during negotiations.

به عنوان یک ترگیوراتور حرفه‌ای، او همیشه راه‌هایی برای اجتناب از پاسخ‌های مستقیم در مذاکرات پیدا می‌کرد.

the notorious tergiversator skillfully deflected every question about the missing funds.

این ترگیوراتور مشهور هر سوالی درباره پول‌های گم شده را به خوبی منحرف کرد.

history remembers him as a political tergiversator who changed sides multiple times.

تاریخ او را به عنوان یک ترگیوراتور سیاسی که چندین بار طرف را تغییر داد به یاد می‌ماند.

the lawyer was exposed as a mere tergiversator hiding behind legal technicalities.

دادگستر به عنوان یک ترگیوراتور ساده‌ای که پشت جزئیات حقوقی پنهان بود، آشکار شد.

her reputation as a confirmed tergiversator preceded her in every diplomatic meeting.

معروفیت او به عنوان یک ترگیوراتور تأیید شده در هر نشست دیپلماتیکی قبل از او بود.

the witness turned out to be a calculating tergiversator who lied under oath.

گواه به عنوان یک ترگیوراتور محاسباتی که در زیر قسم گفته‌های کاذب را گفت، ثابت شد.

a true tergiversator adapts their position based on which way the political wind blows.

یک ترگیوراتور واقعی موقعیت خود را بر اساس جهت باد سیاسی تغییر می‌دهد.

the campaign manager proved to be an accomplished tergiversator who dodged every tough question.

مدیر کمپین ثابت شد که یک ترگیوراتور ماهر است که از هر سوال سخت فرار می‌کرد.

despite his denials, everyone knew he was an inveterate tergiversator.

هرچند او انکار کرد، هر کس می‌دانست که او یک ترگیوراتور مزمن است.

the seasoned tergiversator survived multiple political scandals through strategic silence.

این ترگیوراتور با سابقه با چندین اسکاندل سیاسی از طریق سکوت استراتژیک زنده ماند.

she dismissed him as a contemptible tergiversator who betrayed every cause he once championed.

او را به عنوان یک ترگیوراتور بی‌هیچ‌گونه که هر دلیلی که یک زمان دفاع کرد را خیانت کرد، رد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید