thickos

[ایالات متحده]/ˈθɪk.əʊ/
[بریتانیا]/ˈθɪk.oʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخص احمق یا احمق؛ یک ساده‌دل

عبارات و ترکیب‌ها

thicko friend

دوست ضخیم

thicko joke

نکته خنده‌دار

thicko move

حرکت ضخیم

thicko idea

ایده ضخیم

thicko comment

نظریه ضخیم

thicko moment

لحظه ضخیم

thicko behavior

رفتار ضخیم

thicko response

پاسخ ضخیم

thicko mistake

اشتباه ضخیم

thicko statement

اظهار نظر ضخیم

جملات نمونه

don't be such a thicko; just read the instructions.

اینقدر کند و بی‌فهم نباشید؛ فقط دستورالعمل‌ها را بخوانید.

he called me a thicko for not understanding the joke.

او به من گفتم که چون شوخی را نفهمیدم، احمق هستم.

sometimes i feel like a thicko when i can't solve simple problems.

گاهی اوقات احساس می‌کنم که وقتی نمی‌توانم مسائل ساده را حل کنم، احمق هستم.

she thinks i'm a thicko for forgetting her birthday.

او فکر می‌کند که چون تولدش را فراموش کردم، احمق هستم.

don't worry, even the thickos can learn with time.

نگران نباشید، حتی احمق‌ها هم با گذشت زمان می‌توانند یاد بگیرند.

my teacher never called anyone a thicko; she was very encouraging.

معلم من هرگز به کسی نگفت که احمق است؛ او بسیار تشویق کننده بود.

being called a thicko can hurt your feelings.

اینکه به شما بگویند احمق هستید می‌تواند به احساسات شما آسیب برساند.

i felt like a thicko when i realized my mistake.

وقتی متوجه اشتباهم شدم احساس کردم که احمق هستم.

it's not nice to call someone a thicko in public.

نارواست که کسی را به صورت علنی احمق صدا کنید.

even thickos can have brilliant ideas sometimes.

حتی احمق‌ها هم گاهی اوقات می‌توانند ایده‌های درخشانی داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید