thorning

[ایالات متحده]/θɔːn/
[بریتانیا]/θɔːrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خار تیز بر روی یک گیاه؛ چیزی که باعث درد یا سختی می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

sharp thorn

تیغ تیز

rose thorn

تیغ گل رز

prickly thorn

تیغ خاردار

painful thorn

تیغ دردناک

remove thorn

برداشتن تیغ

protective thorn

تیغ محافظ

thorn bush

بوته تیغ

thorn in finger

تیغ در انگشت

thorn on stem

تیغ روی ساقه

جملات نمونه

He is a thorn in my side.

او یک خار در چشم من است.

The dog had a thorn in its pad.

سگ یک خار در پاش داشت.

a web of green enlaced the thorn trees.

شبکه‌ای از سبزی درختان خار را در بر گرفته بود.

thorns snagged his sweater.

خارها لباسش را به دام انداختند.

thorn trees spotted the land.

درختان خار سرتاسر زمین را پوشانده بودند.

the issue has become a thorn in renewing the peace talks.

این موضوع به یک مانع در راه از سرگیری مذاکرات صلح تبدیل شده است.

the pastor has long been a thorn in the side of the regime.

کشیش مدت طولانی است که آفت جان رژیم بوده است.

The thorns of roses prick rather badly.

خاره‌های گل‌های رز به شدت فرو می‌روند.

whind oozing thin through the thorn from norward,

باد باریک و کم‌رمق از میان خار به سمت شمال جریان داشت.

They had to stop to pick out thorns from their feet.

آنها مجبور شدند برای کندن خارها از پاهایشان توقف کنند.

I was sitting on the thorns while waiting for the outcome.

من روی خارها نشسته بودم در حالی که منتظر نتیجه بودم.

This patient is a real thorn in my side. He’s always complaining of feeling ill and I can never find anything wrong with him.

این بیمار واقعاً یک خار در چشم من است. او همیشه در حال شکایت از احساس ناراحتی است و من هرگز نمی‌توانم مشکلی پیدا کنم.

Behind is a thorn in rats called horsetail beefwood trees in rats gill and common horsetail beefwood role of sand was locked.

پشت خار در موش‌ها وجود دارد که به عنوان خار دم اسبی درختان چوب گوساله در موش‌ها غده و نقش خار دم اسبی چوب گوساله شن و ماسه قفل شده است.

13(12) Plants usually thorny; twigs thornlike, bearing leaves and flowers, or twigs with needlelike thorns; leaf blade small, usually shorter than 7 cm.

13(12) گیاهان معمولاً خاردار؛ شاخه‌ها خار مانند، با برگ و گل، یا شاخه‌هایی با خارهای سوزنی؛ پرده برگ کوچک، معمولاً کوتاه‌تر از 7 سانتی‌متر.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید