three-hours

[ایالات متحده]/ˈθriːˌaʊər/
[بریتانیا]/ˈθriːˌaʊər/

ترجمه

adj. طولانی مدت به مدت سه ساعت

عبارات و ترکیب‌ها

three-hour drive

رانندگی سه ساعته

a three-hour meeting

جلسه سه ساعته

three-hour shift

شیفت سه ساعته

three-hour delay

تاخیر سه ساعته

during a three-hour

در طول یک بازه زمانی سه ساعته

three-hour window

فاصله زمانی سه ساعته

three-hour marathon

ماراتون سه ساعته

جملات نمونه

we waited in line for a three-hour movie.

ما حدوداً سه ساعت در صف منتظر فیلم ماندیم.

the flight was delayed by a three-hour storm.

پرواز به دلیل یک طوفان سه ساعته به تاخیر افتاد.

he practiced the piano for a solid three-hour stretch.

او به مدت سه ساعت پیانو تمرین کرد.

the interview lasted a grueling three-hour period.

مصاحبه یک دوره طاقت‌فرسا به طول سه ساعت طول کشید.

the hike up the mountain took a three-hour climb.

صعود به کوهستان یک صعود سه ساعته داشت.

the negotiation process spanned a tense three-hour discussion.

فرآیند مذاکره شامل یک بحث طولانی و پرتنش به مدت سه ساعت بود.

the road trip involved a long three-hour drive.

سفر جاده‌ای شامل یک رانندگی طولانی به مدت سه ساعت بود.

the concert featured a high-energy three-hour performance.

اجرا در کنسرت یک اجرای پرانرژی و سه ساعته داشت.

the research project required a three-hour data analysis.

پروژه تحقیقاتی نیاز به تجزیه و تحلیل داده به مدت سه ساعت داشت.

the training session was a demanding three-hour workout.

جلسه تمرینی یک تمرین سخت و سه ساعته بود.

the cross-country journey was a tiring three-hour ordeal.

سفر طولانی از سراسر کشور یک تجربه خسته‌کننده به مدت سه ساعت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید