tic

[ایالات متحده]/tɪk/
[بریتانیا]/tɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انقباض یا اسپاسم عضله غیر ارادی؛ مرکز اطلاعات فنی
Word Forms
جمعtics

عبارات و ترکیب‌ها

tic disorder

اختلال تیک

tic symptoms

علائم تیک

جملات نمونه

LuXun -died the essential character is tics of China's intellectuals.

لو شون - مرگ شخصیت اساسی، ویژگی های روشنفکران چین است.

Statis-tics show that bronchial provocation testis better than intracutaneous test.

آمارها نشان می‌دهد که تست تحریک برونشی بهتر از تست داخل پوستی است.

Zinc is relative to childhood neuropsychical diseases,such as ADHD,tic disorder,epilepsy and so on.

روی نسبت به بیماری‌های روان‌عصبی دوران کودکی، مانند ADHD، اختلال تیک، صرع و غیره مرتبط است.

Im-mediately after a race, each swimmer has an ear pricked to test for lac-tic-acid levels.

بلافاصله پس از مسابقه، گوش هر شناگر برای آزمایش سطح لاکتیک اسید سوراخ می‌شود.

Polyaramide with easily rotational backbone has higher gas permeability, For two polymers with the same backbone, gas permeability is higher for one with methyl side group in its aroma-tic ring.

پلی‌آرامید با ساختار اصلی به راحتی قابل چرخش، نفوذپذیری گاز بالاتری دارد. برای دو پلیمر با ساختار اصلی یکسان، پلیمر دارای گروه متیل در حلقه آروماتیک خود، نفوذپذیری گاز بالاتری دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید