touchy-feely

[ایالات متحده]/[ˈtʌtʃi ˈfiːli]/
[بریتانیا]/[ˈtʌtʃi ˈfiːli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت متأثر یا بیان کننده احساسات؛ احساسات زیاد؛ مربوط به یا شامل تماس فیزیکی، به ویژه در یک محیط درمانی؛ احساساتی یا احساسات زیاد.
n. یک فن درمانی شامل تماس فیزیکی.

عبارات و ترکیب‌ها

touchy-feely stuff

چیزهای حساس

avoid touchy-feely

از چیزهای حساس پرهیز کن

being touchy-feely

敏感

too touchy-feely

خیلی حساس

touchy-feely exercise

تمرین حساس

felt touchy-feely

حساس بود

a touchy-feely approach

رویکرد حساس

initiate touchy-feely

حساس را شروع کن

describe touchy-feely

敏感 را توصیف کن

really touchy-feely

خیلی حساس

جملات نمونه

i find his touchy-feely approach to therapy a bit awkward.

من کمی ناراحت از رویکرد لمسی او در درمان می‌یابم.

the workshop was full of touchy-feely exercises that i didn't enjoy.

کارگاه پر از تمرینات لمسی بود که من لذتی از آن نبردم.

she's a bit touchy-feely about her artwork and gets defensive easily.

او کمی لمسی درباره‌ی آثار هنری‌اش است و به راحتی دفاعی می‌شود.

avoid getting into touchy-feely topics with him; he'll just shut down.

از ورود به موضوعات لمسی با او خودداری کن؛ او فقط خاموش می‌شود.

the manager's touchy-feely leadership style didn't motivate the team.

سبک رهبری لمسی مدیر نیروی تیم را تحریک نکرد.

it was a touchy-feely discussion about family dynamics and personal feelings.

این یک بحث لمسی درباره‌ی دینامیک خانوادگی و احساسات شخصی بود.

he's very touchy-feely about his reputation and easily offended.

او درباره‌ی شهرت‌اش بسیار لمسی است و به راحتی آسیب دیده می‌شود.

the presentation avoided any touchy-feely subjects to keep the audience comfortable.

ارائه‌ای از هر موضوع لمسی پرهیز کرد تا به مخاطبین راحتی ببخشد.

i prefer a more objective approach; i'm not a fan of touchy-feely stuff.

من به رویکردی بیشتری از نظر موضوعی ترجیح می‌دهم؛ من دوست ندارم چیزهای لمسی باشم.

the therapist encouraged a touchy-feely environment to foster emotional growth.

درمانگر محیطی لمسی را تشویق کرد تا رشد احساسی را ترویج دهد.

the project involved a series of touchy-feely activities to build team cohesion.

این پروژه شامل سری از فعالیت‌های لمسی برای ایجاد همکاری تیمی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید