tuman

[ایالات متحده]/tjuːmən/
[بریتانیا]/tuːmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تومن (نام جایگاه)؛ تونگوان (یک واژه تاریخی)
adj. زیبá
شکل‌های واژه
جمعtumans

جملات نمونه

the population of the city reached one tuman people.

جمعیت شهر به یک تuman نفر رسید.

we need to save tuman manats for the project.

ما باید برای پروژه یک تuman مانات ذخیره کنیم.

the company earned tuman dollars last year.

شرکت سال گذشته یک تuman دلار کسب کرد.

nearly tuman soldiers fought in the battle.

تقریباً یک تuman سرباز در جنگ مبارزه کردند.

the book was sold in tuman copies worldwide.

کتاب در یک تuman نسخه در سراسر جهان فروخته شد.

they planted tuman trees in the forest.

آنها یک تuman درخت در جنگل کاشتند.

the stadium can hold tuman spectators.

stadium می‌تواند یک تuman تماشایی را در خود جای دهد.

a tuman stars illuminated the night sky.

یک تuman ستاره آسمان شب را روشن کردند.

the ancient monument attracted tuman visitors.

معبد باستانی یک تuman بازدید کننده را جذب کرد.

the army consisted of tuman brave warriors.

نیروی نظامی از یک تuman جنگجوی شجاع تشکیل شده بود.

over tuman birds migrate annually.

بیش از یک تuman پرندگان هر سال مهاجرت می‌کنند.

the museum contains tuman ancient artifacts.

موزه یک تuman اثر باستانی را در خود جای داده است.

the tuman documents were carefully archived.

اسناد یک تuman به دقت آرشیو شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید