twistingly

[ایالات متحده]/ˈtwɪstɪŋli/
[بریتانیا]/ˈtwɪstɪŋli/

ترجمه

adv. به طرز پیچیده

عبارات و ترکیب‌ها

twistingly complex

پیچیده به طرز وهم‌آلود

twistingly beautiful

زیبا به طرز وهم‌آلود

twistingly dark

تاریک به طرز وهم‌آلود

twistingly intricate

پیچیده و دقیق به طرز وهم‌آلود

twistingly vivid

زنده و پویا به طرز وهم‌آلود

twistingly strange

عجیب و غریب به طرز وهم‌آلود

twistingly sharp

تیز به طرز وهم‌آلود

twistingly smooth

صاف و نرم به طرز وهم‌آلود

twistingly rich

غنی به طرز وهم‌آلود

twistingly playful

بازیگوشانه به طرز وهم‌آلود

جملات نمونه

she spoke twistingly, making it hard to understand her point.

او به گونه‌ای پیچیده صحبت کرد که درک وجهه‌ی او را دشوار می‌ساخت.

the story unfolded twistingly, revealing secrets at every turn.

داستان به گونه‌ای پیچیده پیش رفت و در هر گوشه و کناری رازهایی را آشکار می‌کرد.

he walked twistingly through the crowded market.

او به گونه‌ای پیچیده در بازار شلوغ قدم زد.

her twistingly worded explanation left everyone confused.

توضیح او که به گونه‌ای پیچیده بیان شده بود، باعث سردرگمی همه شد.

he told the tale twistingly, captivating his audience.

او داستان را به گونه‌ای پیچیده تعریف کرد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the plot developed twistingly, keeping viewers on the edge of their seats.

طرح داستان به گونه‌ای پیچیده پیش رفت و بینندگان را در حالت تعلیق نگه داشت.

she danced twistingly, her movements mesmerizing the crowd.

او به گونه‌ای پیچیده رقصید و حرکاتش تماشاگران را مسحور کرد.

the conversation went twistingly, changing topics frequently.

گفتگو به گونه‌ای پیچیده پیش رفت و به طور مکرر موضوعات را تغییر می‌داد.

his twistingly complex reasoning was hard to follow.

استدلال پیچیده و پیچیده‌اش به گونه‌ای بود که درک آن دشوار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید