uncreated

[ایالات متحده]/ʌnˈkriːtɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈkriːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایجاد نشده; به طور ابدی وجود دارد; هنوز تولید یا به وجود نیامده; خود موجود

عبارات و ترکیب‌ها

uncreated being

وجود بی‌فرمان

uncreated light

نور بی‌فرمان

uncreated nature

طبیعت بی‌فرمان

uncreated essence

جوهر بی‌فرمان

uncreated source

منبع بی‌فرمان

uncreated truth

حقیقت بی‌فرمان

uncreated spirit

روح بی‌فرمان

uncreated order

ترتیب بی‌فرمان

uncreated wisdom

خرد بی‌فرمان

uncreated reality

واقعیت بی‌فرمان

جملات نمونه

the concept of the uncreated is often discussed in philosophy.

مفهوم غیر آفریده اغلب در فلسفه مورد بحث قرار می گیرد.

many religions believe in an uncreated being.

بسیاری از ادیان به یک موجود غیر آفریده اعتقاد دارند.

the uncreated essence of the universe is a profound mystery.

ذات غیر آفریده جهان یک راز عمیق است.

he spoke of the uncreated light in his teachings.

او در تعلیمات خود از نور غیر آفریده صحبت کرد.

understanding the uncreated can lead to spiritual enlightenment.

درک غیر آفریده می تواند منجر به روشنگری معنوی شود.

some philosophers argue that the uncreated is beyond human comprehension.

برخی از فیلسوفان استدلال می کنند که غیر آفریده فراتر از درک انسان است.

the debate about the uncreated continues in academic circles.

بحث در مورد غیر آفریده در محافل علمی ادامه دارد.

in some cultures, the uncreated is revered as sacred.

در برخی فرهنگ ها، غیر آفریده به عنوان مقدس مورد احترام قرار می گیرد.

they explored the idea of an uncreated universe in their research.

آنها ایده یک جهان غیر آفریده را در تحقیقات خود بررسی کردند.

his writings delve into the nature of the uncreated.

نوشته های او به ماهیت غیر آفریده می پردازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید