uncupped

[ایالات متحده]/[ʌŋˈkʌpt]/
[بریتانیا]/[ʌŋˈkʌpt]/

ترجمه

v. از چیزی برداشتن (فنجان).؛ باز کردن درب؛ برداشتن درب.

عبارات و ترکیب‌ها

uncupped hands

دست‌های باز

being uncupped

در حال باز بودن

uncupped and cold

باز و سرد

uncupped fingers

انگشتان باز

uncupped tea

چای باز

uncupped moment

لحظه باز

uncupped vessel

ظرف باز

uncupped state

وضعیت باز

uncupped bowl

کاسه باز

uncupped surface

سطح باز

جملات نمونه

the coffee was uncupped and lukewarm, a disappointing start to the morning.

قهوه سرد و ولرم بود، شروع ناامیدکننده‌ای برای صبح.

he left the uncupped mug on the desk, forgetting to put a lid on it.

او فنجان بدون درپوش را روی میز گذاشت و فراموش کرد که روی آن درب بگذارد.

the uncupped bowl of soup spilled across the counter.

کاسه سوپ بدون درپوش روی پیشخوان ریخته شد.

an uncupped glass of water sat beside her on the nightstand.

یک لیوان آب بدون درپوش کنارش روی میز کنار تخت قرار داشت.

the uncupped container leaked a sticky residue onto the shelf.

ظرف بدون درپوش یک لایه چسبناک روی قفسه ایجاد کرد.

she carefully placed the uncupped teapot on the warmer.

او به آرامی چای‌ساز بدون درپوش را روی گرم‌کن قرار داد.

the uncupped jar of jam was attracting fruit flies.

شیشه‌ عسل بدون درپوش حشرات میوه‌ای را جذب می‌کرد.

he noticed the uncupped paint can was almost empty.

او متوجه شد که قوطچه رنگ بدون درپوش تقریباً خالی است.

the uncupped soda can fizzed over, making a mess.

قوطچه نوشابه بدون درپوش جوشید و باعث ایجاد آشفتگی شد.

the uncupped container of glitter spilled onto the floor.

ظرف درخشش بدون درپوش روی زمین ریخته شد.

an uncupped pitcher of lemonade sat on the picnic table.

یک پارچ لیموناد بدون درپوش روی میز پیک‌نیک قرار داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید