underspent

[ایالات متحده]/[ˈʌndəspent]/
[بریتانیا]/[ˈʌndərspent]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. هزینه کمتری از آنچه برنامه‌ریزی یا بودجه‌ریزی شده بود.
v. (گذراز تenses of underspend) هزینه کمتری از آنچه برنامه‌ریزی یا بودجه‌ریزی شده بود.
adj. هزینه‌ای کمتر از آنچه برنامه‌ریزی یا بودجه‌ریزی شده بود.

عبارات و ترکیب‌ها

underspent budget

بودجه مصروف شده

underspent funds

资金额度未使用

they underspent

آنها مصروف شده

yearly underspent

سالانه مصروف شده

underspent amount

مبلغ مصروف شده

underspent resources

منابع مصروف شده

underspent last year

سال گذشته مصروف شده

consistently underspent

همیشه مصروف شده

project underspent

پروژه مصروف شده

جملات نمونه

the department underspent its budget by a significant margin this year.

این بخش این سال با میزان قابل توجهی از بودجه خود کمتر خرج کرد.

we underspent on marketing last quarter due to unforeseen circumstances.

ما در نیمه دوم سال گذشته به دلیل اتفاقات غیر منتظره در حملات بازار کمتر خرج کردیم.

the project team underspent the allocated funds, returning the surplus.

تیم پروژه از پول های اختصاص داده شده کمتر خرج کرد و باقی مانده را برگشت داد.

despite initial concerns, the council underspent on infrastructure projects.

اگرچه نگرانی های اولیه وجود داشت، شورای سرمایه گذاری در پروژه های زیرساختی کمتر خرج کرد.

the company consistently underspent its research and development budget.

شرکت به طور مداوم از بودجه تحقیقات و توسعه خود کمتر خرج کرد.

the school underspent on new equipment, delaying necessary upgrades.

مدرسه در خرید تجهیزات جدید کمتر خرج کرد و به روزرسانی لازم را تاخیر داد.

the government underspent on social programs, facing public criticism.

دولت در برنامه های اجتماعی کمتر خرج کرد و با انتقادات عمومی مواجه شد.

the charity underspent its donations, leading to questions about efficiency.

این سازمان خیریه از کمک های خود کمتر خرج کرد و این باعث پرسش هایی درباره کارایی شد.

the city underspent on public transportation, impacting commuters.

شهر در حمل و نقل عمومی کمتر خرج کرد که برای مسافران تأثیر گذاشت.

the museum underspent on exhibitions, limiting visitor engagement.

موزه در نمایشگاه ها کمتر خرج کرد و این باعث محدود شدن مشارکت بازدید کنندگان شد.

the team underspent their training budget, a cause for concern.

تیم از بودجه آموزشی خود کمتر خرج کرد که دلگرمی ایجاد می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید